لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٢٥٠ - آدابي از غسل ميت
است و در بعضى كه وارد شده است كه او را بنشانند محمولست بر تقيه اگر چه ظاهرا مخالفت ندارد بعد از تامل و آن حديثى است كه شيخ در صحيح روايت كرده است از بقباق كه گفت سؤال كردم از حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه از غسل ميت حضرت فرمودند كه او را بنشان و هموارى دست بر شكمش بمال پس او را پاك كن از فشردن شكم يعنى از فضلاتى كه بيرون آمده است پس او را بر پهلو مىخوابانى و ابتدا مىكنى به جانب راست او و مىشويى او را به آب و اشنان پس به آب و كافور پس به آب خالص مىشويى و او را در كفن مىگذارى.
و ظاهر است كه نشانيدن اول از آن جهت است كه سبب خروج فضلات شود تا در حالت غسل چيزى بيرون نيايد و نشانيدنى كه نهى وارد شده است بر آن نشانيدن در حالت غسل است پس احتياج نيست كه حمل بر تقيه كنند.
بلى مخالفتى كه دارد از اين است كه در غسل اول به جاى سدر اشنان واقع شده است و مىتوان حمل كردن بر اشنانى كه فرج را به آن مىشويند يا در صورتى كه سدر بهم نرسد يا با سدر ضم كنند چون غسل سدر از جهت تنظيف ميت مقرر است چنانكه از اخبار ظاهر مىشود و اللَّه تعالى يعلم.
و اما دست دوانيدن غاسل به اطراف از اين جهت است كه او مىشويد و ديگرى على الاتصال آب مىريزد مىبايد كه دست بمالد از يك طرف به زير بغلها و از طرفى ديگر به عورتين تا آب به همه جا برسد و اما آن كه كافور جلال گفته است صدوق و شيخ مفيد و شيخ طوسى در نهايه گفتهاند كه واجبست كه غسل و حنوط ميت به كافور درشت دانه باشد. و شيخ ابو على در شرح نهايه پدرش ذكر كرده است كه كافور صمغ درختى است كه هر چه از آن درخت مىريزد و درشت دانه است آن را نمىپزند و آن را كافور خام مىگويند و هر چه ريزه است و