لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٢٨٦ - مردى كه بميرد و نباشد با او مردى مسلمان و نه زن مسلمانى كه از خويشان او باشد
آب را از بالاى پيراهن بر او بريزند و ديگر سؤال كردند از آن حضرت كه هر گاه در سفرى نصرانى با مسلمانان باشد و بميرد چه كنند حضرت فرمودند كه او را مسلمانى غسل نمىدهد و دفن نمىكند و او را عزتى نيست نزد حق سبحانه و تعالى و نزد مؤمنان كه با او اينها كنند و اگر كفار او را دفن كنند مسلمان بر سر قبر او نمىرود كه دعا كند اگر چه پدرش باشد.
(و ساله المفضّل بن عمر فقال [قلت] له جعلت فداك ما تقول فى المرأة تكون فى السّفر مع الرّجال ليس فيهم لها ذو محرم و لا معهم امرأة فتموت المرأة ما يصنع بها؟ قال يغسل منها ما أوجب اللَّه عليه التّيمّم و لا تمسّ و لا يكشف لها شىء من محاسنها الّتى امر اللَّه عزّ و جلّ بسترها فقال له كيف يصنع بها؟ قال يغسل باطن كفّيها ثمّ يغسل وجهها ثمّ يغسل ظهر كفّيها)
و بسند كالصحيح از مفضل منقولست كه عرض نمودم كه فداى تو گردم چه مىفرمايى در زنى كه در سفر فوت شود و با او مردان باشند و محرمى و زنى نباشد چه كنند با او؟ حضرت فرمودند كه مواضع تيمم او را مىشويند و دست نمىرسانند و باز نمىكنند چيزى از محاسن او را كه حق سبحانه و تعالى امر كرده است به پوشانيدن آنها مثل گردن و سينه و هر چيزى غير از رو و سر و دستها و پاها تا ساق چنانكه خواهد آمد پس مفضل گفت چگونه بشويند؟
حضرت فرمودند كه شكم دستها را مىشويند كه در وقت تيمم بر خاك مىزنند و رو را مىشويند تمام يا پيشانى را پس پشت دستها را مىشويند.
و اين عنوان نيز يك فرد است از افراد مستحب چنانكه گذشت و اگر اين فعل را به جا آورند و تيمم بدهند او را سه مرتبه بدل از سدر و كافور و قراح احوط است و اللَّه تعالى يعلم.
[مردى كه بميرد و نباشد با او مردى مسلمان و نه زن مسلمانى كه از خويشان او باشد]
(و ساله عمّار بن موسى السّاباطىّ عن رجل مات و ليس معه رجل