لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٢٥٩ - غاسل ابتدا مىكند به وضو
كرده است چنانكه در فقه رضويست بلكه از فاذا فرغ تا او حفيره عبارت آنست و در ما بعد صدوق تصرف نموده است بلا يجوز و در آنجا و لا يقلّمنّ اظافيره است تا به آخر چنانكه در اخبار ديگر است.
اما آن چه ظاهر مىشود از حديث اول آنست كه اگر خواهند كه به چاله رود بهتر آنست كه چاله ميان خانه رود پس گودال كندن مقدم باشد بر آن و اگر دست بهم ندهد در بالوعه رود و اللَّه تعالى يعلم.
[جايز نيست كه ناخنهاى ميت را بگيرند]
(و لا يجوز ان يقلّم اظافيره و لا يجزّ شاربه و لا شيئا من شعره فان سقط منه شىء جعل معه فى اكفانه)
و جايز نيست كه ناخنهاى ميت را بگيرند و جايز نيست كه شارب او را و نه چيزى از موى او را بچينند پس اگر چيزى از اينها جدا شود با او گذارند در ميان كفنهاى ميت اما نهى از گرفتن ناخن و موى ميت مطلقا پس در روايت حسن كالصحيح. و دو روايت موثق كالصحيح و دو قوى كالصحيح وارد است از حضرت امام محمد باقر و حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليهما و در بعضى از اين روايات بلفظ كره واقع است بنا بر اين جمعى قايل به كراهت شدهاند و احوط تركست.
و اما گذاشتن آنها را كه جدا شده است در كفن پس در حسن كالصحيح وارد شده است و علما قايلند بوجوب آن و هيچ شك نيست كه احوط است چون بمنزله اجزاء ميت است و دفن ميت با جميع اجزاء واجبست.
[غاسل ابتدا مىكند به وضو]
(ثمّ يغتسل الغاسل يبدأ بالوضوء ثمّ يغتسل ثمّ يضع الميّت فى اكفانه و يجعل الجريدتين معه إحداهما من عند الترقوة يلصقها بجلده و يمدّ عليه قميصه من الجانب الايمن و الجريدة الاخرى عند وركه من الجانب الايسر ما بين القميص و الازار ثمّ يلفّه فى ازاره و حبره و يبدا بالشّقّ الايسر فيمدّه على الايمن ثمّ يمدّ الايمن على الايسر و ان