لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٤٤٧ - انسان فراموش مىكند
حضرت به ايشان فرمودند كه دعا كنيد و ترك كنيد آن چه متعارفست از شمردن كمالات و حالات را در مصيبتها.
[انسان فراموش مىكند]
(و روى مهران بن محمّد عن الصّادق صلوات اللَّه عليه انّه قال انّ الميّت اذا مات بعث اللَّه عزّ و جلّ ملكا إلى أوجع اهله عليه فمسح على قلبه فانساه لوعة الحزن لو لا ذلك لم تعمر الدّنيا)
و كالصحيح مرويست از آن حضرت صلوات اللَّه عليه كه چون شخصى از دنيا رفت حق سبحانه و تعالى ملكى را مىفرستد به نزد هر كس كه اندوه او بيشتر است تا دستى بر دل او مالد تا فراموش كند از او سوز و درد را و اگر نه اين باشد دنيا معمور نشود زيرا كه با آن حزن اگر بمانند نه متوجه مال خواهند شد و نه فرزند اگر زنده بمانند و غالب مردن ايشان است و بر تقدرى كه بمانند متوجه دنيا نخواهند شد و حكمت الهى اقتضا كرده است كه دنيا معمور باشد به غفلت چنانكه منقولست كه حضرت سليمان ٧ سه روز شيطان را حبس كرد همه كس ترك بازارها و دكانها كردند و قبرها از جهت خود كندند و مشغول مردن شدند تا آن كه كسبى كه حضرت سليمان مىكردند زنبيل بافى بود كه از آن معاش خود مىفرمودند كسى نخريد و حضرت چيزى نخوردند تا آن كه جبرئيل آمد و گفت كه حق سبحانه و تعالى را حكمتها هست در وجود اين ملعون حضرت او را رها كردند همان ساعت همه متوجه كار و بار خود شدند.
و حق سبحانه و تعالى را در مرگ نيز حكمتها هست چنانكه در حديث حسن كالصحيح و صحيح از حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه منقول است كه در زمان سابق جمعى به نزد پيغمبر خود رفتند و استدعا نمودند از او كه دعا كند كه حق سبحانه و تعالى مرگ را از ايشان بردارد پس دعا كرد و حق سبحانه و تعالى مردن را برداشت تا آن كه بسيار شدند و خانها بر ايشان تنگ شد