الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٤٠١ - داستان فدك، سند مظلوميت فاطمه
در حوادث سال ٢١٠ به آن اشاره كرده است.
قضيه از اين قرار بوده كه عدهاى از اولاد امام حسن و امام حسين ٨ قصه را پيش مأمون خليفه عباسى بردند و گفتند كه فدك و عوالى، مال مادرشان فاطمه دختر پيامبر بود كه ابو بكر آن را به ناحق از دست او گرفت از مأمون خليفه عباسى خواستند علماى اهل تسنن در اين باره، انصاف كنند و قضاوت عادلانه و محققانه بنمايند.
اين بود مأمون دويست نفر از علماى حجاز و عراق و غير اينها را حاضر كرد و تأكيد نمود در اداء امانت و پيروى صدق در آنچه اولاد فاطمه ذكر كردهاند، كوتاهى نكنند و از آنان سؤال كرد در اين باره آنچه از حديث صحيح نزد ايشان هست، باز گو نمايند.
عدهاى از آنان روايت كردند از: «بشير بن وليد» و «واقدى» و «بشير بن- عتاب» كه چون پيامبر خيبر را فتح كرد چند قريه از قريههاى خيبر را براى خود انتخاب نمود، پس جبرئيل با اين آيه نازل شد: «وَ آتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ»
فقال: محمّد ٦: و من ذوى القربى و ما حقّه؟ قال: فاطمة ٣ تدفع اليها فدك فدفع اليها فدك ثمّ اعطاها العوالى بعد ذلك ...»
. پيغمبر گفت: ذوى القربى كيست و حق او چيست؟ جبرئيل گفت:
ذوى القربى فاطمه است و حق او فدك است فدك را به او بده و سپس «عوالى» را نيز به او داد فاطمه تا وفات پدرش محمد ٦ از آنها غله به عمل مىآورد، چون به ابو بكر بيعت شد فدك را از فاطمه منع كرد، فاطمه در اين باره به ابو بكر گفت: فدك و عوالى مال من است و پدرم آن را در حال حياتش به من بخشيده ابو بكر جواب داد من منع نمىكنم آنچه را كه پدرت به تو داده است.
خواست در رد فدك نامهاى بنويسد كه عمر مانع شد و گفت: اين زن است بايد به ادعاى خود بينه اقامه كند و بر آنچه ادعا مىكند شاهد بياورد ابو بكر به فاطمه گفت: بايد اين كار را بكنيد بر مدعاى خود شاهد بياوريد. او نيز ام ايمن و اسماء