الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٧٦ - نصّ به وصايت على
چهارم اين كه آن شهيد بالدارى كه با دو بال سبز با ملائكه در بهشت پرواز مىكند و به هر جا بخواهد مىرود، او جعفر بن ابو طالب پسر عموى تو و برادر شوهر تو است.
پنجم و ششم اين كه دو سبط اين امت حسن و حسين كه دو سيد جوانان اهل بهشتند فرزندان تو هستند، هر چند كه پدرشان به آن خدائى كه مرا به حق مبعوث كرده بهتر از آن دو است.
هفتم اين كه اى فاطمه به آن خدائى كه مرا مبعوث فرموده مهدى اين امت از ما است كه وقتى دنيا هرج و مرج مىشود و فتنهها پشت سر هم بر مىخيزند و راههاى چاره قطع مىگردد مردم يك ديگر را غارت مىكنند، بزرگتران به كوچكتران رحم نمىكنند و كوچكتران، بزرگتران را پاس حرمت نمىدارند، در اين هنگام است كه خداى عز و جل از نسل فرزند تو كسى را بر مىانگيزد كه قلعههاى ضلالت را بگشايد و دلهاى بسته را باز كند و در آخر الزمان آن طور قيام به دين كند كه من در اول زمان، قيام به آن نمودم و دنيا را پر از عدالت كند، بعد از آن كه پر از جور شده باشد.
اى فاطمه غم مخور و گريه مكن كه خداوند از من به تو مهربانتر است، چون او مىداند تو در كجاى دل من جاى دارى و به همين جهت تو را به كسى شوهر داد كه شريفترين اهل بيت تو از نظر حسب و گرامىترين ايشان از جهت منصب و رحيمترين ايشان به رعيت و عادلترين و بيناترين آنان به قضاوت است و من از خدا درخواست كردهام تو نخستين كسى باشى كه به من ملحق شوى ... (تا آخر حديث)[١].
اين حديث را طبرانى در دو كتاب اوسط كبير خود و محب طبرى در «ذخائر العقبى»[٢] و هيثمى در «مجمع الزوائد»[٣]. و متقى در «كنز العمال»
[١] ابن مغازلى، المناقب، ص ١٠١.
[٢] محب طبرى، ذخائر العقبى، ص ١٣٥.
[٣] هيثمى، مجمع، ج ٩، ص ١٥٤.