الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٣٨٥ - فاطمه (س) در حالى از دنيا رفت كه از ابو بكر و عمر خشمگين بود
در اين روايت مىگويد على را بيرون آوردند، ديگر كيفيت بيرون آوردن على و آتش زدن درب را نمىگويد در هر حال على ٧ را نزد ابو بكر در مسجد، بردند گفتند بيعت كن؟
فقال: «انا لم افعل قالوا اذا و اللَّه الّذى لا اله الّا هو نضرب عنقك! قال: اذا تقتلون عبد اللَّه و اخا رسوله»
. گفت: اگر نكنم؟ عمر قسم ياد كرد كه اگر بيعت نكنى گردنت را مىزنم، على ٧ گفت اگر اين كار را مرتكب شويد بنده خدا و رسول خدا را كشتهايد.
عمر گفت: اما بنده خدا، درست ولى برادر رسول خدا نيستى ابو بكر ساكت بود عمر به ابو بكر گفت: مگر نه اين است كه تو امر كردى چنين كنيم؟ گفت: اگر فاطمه پهلوى او نبود مانعى نداشت آنگاه على ٧ خود را روى قبر پيغمبر انداخت و صيحه زد و بلند گريه كرد و گفت:
«يا بن عمّ انّ القوم استضعفونى و كادوا ان يقتلوننى و لم يبايع علىّ حتّى توفّيت فاطمة».
اى پسر عمو اين قوم مرا تضعيف كردند و نزديك است مرا بكشند سپس مىنويسد او تا فاطمه زنده بود، با ابو بكر بيعت نكرد[١].
احمد بن محمد بن عبد ربه اندلسى مىنويسد: كسانى كه از بيعت تخلف كردند على كرّم اللَّه وجهه و عباس و زبير بودند كه در خانه فاطمه نشستند (متحصن شدند) تا ابو بكر عمر را به طلب آنها فرستاد از خانه فاطمه بيرون كشيدند و دستور داد اگر امتناع كردند، پيكار نمائيد.
عمر به راه افتاد پاره آتش برداشت كه خانه را آتش بزند و در اين اثنا فاطمه
[١] ابن قتيبه، الإمامة و السياسة، ص ١٤- طبع فتوح الأديبة، سال ١٣٣١- ولى در چاپ مورخ ١٣٧٨ برابر ١٩٦٧ ميلادى با تحقيق دكتر طه محمد الزينى استاد ازهر، الناشر، مؤسسة الحلبى و شركاه اين مطالب حذف شده است ص ١٩. بعدا كاشف به عمل آمد كه اين مطالب در همان چاپ هم وجود دارد منتهى( اگر باور كنيم) در صفحه بندى كتاب اشتباه رخ داده است به اين معنى صفحه ٢٠ جلد اول با صفحه ٢٠ جلد دوم در صفحه بندى جا به جا شده است.