الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ١٦٢ - فضائلى كه از على (ع) در جنگ خيبر ظاهر شد
اين حديث را احمد بن حنبل نيز در مسند خود[١] و نسائى در خصائص[٢] با كمى تفاوت، و با اين اضافات آوردهاند كه رسول خدا ٦ پرچمى به دست ابو بكر داد و او را به جنگ فرستاد ولى او فرار كرد، پرچمى به دست عمر داد او نيز برگشت آنگاه فرمود به زودى پرچم جنگ را به دست مردى مىدهم كه ... الخ.
ابن اثير جزرى در «اسد الغابة» از «ضحّاك انصارى» روايت كرده كه گفت:
وقتى رسول خدا ٦ به سوى خيبر مىرفت على ٧ را در جلو لشكر قرار داده بود و به او فرمود: هر كس از يهوديان خيبر از قلعه بيرون بيايد و داخل نخلستان خود شود، جانش در امان است، على ٧ اين فرمان را به بانگ بلند به سربازان خود اعلام كرد، در اين ميان رسول خدا ٦ جبرئيل را ديد كه مىخندد، پرسيد به چه مىخندى؟ گفت: از بس على را دوست دارم، رسول خدا ٦ به على ٧ فرمود: اينك جبرئيل است مىگويد: على را دوست دارم على ٧ گفت: كار من به جايى رسيده كه جبرئيل مرا دوست بدارد؟ رسول خدا فرمود: تو را كسى دوست مىدارد كه از جبرئيل بهتر است؟ پرسيد آن كيست؟ فرمود: آن خداى عز و جل است
«فنظر النّبى ٦ الى جبرئيل يضحك فقال ما يضحك قال انّى احبّه فقال النّبيّ ٦ لعلىّ انّ جبرئيل يقول انّه يحبّك قال و بلغت ان يحبّنى جبرئيل قال نعم و من هو خير من جبرئيل، اللَّه عزّ و جلّ»
[٣].
خطب در تاريخ بغداد به سند خود از «جابر بن عبد اللَّه انصارى» روايت كرده كه:
«و قال حدّثنى جابر بن عبد اللَّه انّ عليّا حمل باب خيبر يوم افتتحها و انّهم جربوه بعد ذلك فلم يحمله الّا اربعون رجلا»
على ٧ در جنگ خيبر روزى كه آن را فتح كرد در خيبر را بلند كرد و بعد آن را آزمايش كردند كمتر از چهل نفر نتوانست آن را بر دارد[٤].
[١] مسند احمد بن حنبل، ج ١، ص ٩٩- ١٢٣.
[٢] خصائص نسائى، ص ٥.
[٣] ابن اثير جزرى، اسد الغابة، ج ٣، ج ٣٤- ص ٥- ٢٣١.
[٤] تاريخ بغداد، ج ١١، ص ٣٢٤.