الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٣١١ - واقعه غدير
در اين هنگام پيامبر عرض كرد: بار الها دوست او را دوست بدار و دشمن او را دشمن بدار.
رسول خدا چون اين اشعار را شنيد، به او فرمود: اى حسام مادام كه با زبان خود ما را يارى كنى پيوسته مؤيد به روح القدس باشى
(لا تزال يا حسان مؤيّدا بروح القدس ما نصرتنا بلسانك)
و در اين هنگام شور و غوغائى در ميان مردم افتاد و على ٧ را به اين موقعيت تبريك مىگفتند و از افراد سرشناسى كه به او تبريك گفتند: عمر بن خطاب بود كه اين جمله را در حضور مردم بر زبان آورد:
«بخّ بخّ لك يا ابن ابى طالب اصبحت و امسيت مولاى و مولا كلّ مؤمن و مؤمنة».
آفرين بر تو باد، آفرين بر تو باد اى فرزند ابو طالب! تو مولا و رهبر من و تمام مردان و زنان با ايمان شدى)[١].
ابن مغازلى، در كتاب «المناقب» به سند خود از ابو هريره روايت كرده كه گفت: هر كس روز هيجدهم ذى الحجة را روزه بگيرد ثواب شش ماه روزه برايش مىنويسند و آن رو، ز روز غدير خم است كه آن روز رسول خدا دست على ٧ را گرفت و فرمود:
«ا لست اولى بالمؤمنين من انفسهم؟ قالوا: بلى يا رسول اللَّه قال: فمن كنت مولاه فعلىّ مولاه».
آيا من ولى و صاحب اختيار مؤمنان نبودم؟ گفتند: بلى، بودى يا رسول اللَّه فرمود: هر كه من مولاى او بودم، على مولاى او است.
پس عمر بن خطاب گفت: «بخ بخ لك يا بن ابى طالب اصبحت مولاى و مولا كل مؤمن و مؤمنة».
(به به گوارا باد اى پسر ابو طالب كه براى هميشه مولاى من و مولاى هر مسلمانى شدى، پس خداى تعالى اين آيه را نازل كرد: «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ
[١] ابن مغازلى، المناقب، ص ٨٠- احمد بن حنبل، مسند، ج ٤، ص ٢٨١.