الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٣٢٨ - على (ع) نزديكترين فرد به رسول خدا
ابو بكر و ابو عبيده و چند نفر ديگر از اصحاب به در خانه آن حضرت رفتيم آن روز در خانه ام سلمه بود، و على را جلو در خانه ايستاده يافتيم به على گفتيم: مىخواهيم رسول خدا را زيارت كنيم، گفت: هم الان بيرون مىآيد چيزى نگذشت كه بيرون آمد و ما از جا بلند شديم آن حضرت تكيه به على ٧ كرد و با دستش به شانه على زد و فرمود: يا على به زودى بعد از من اصحاب با تو دشمنى مىكنند و تو نخستين كسى هستى كه ايمان آوردى و از همه به آينده داناترى و از همه به خدا باوفاترى و از همه بهتر رعايت مساوات در تقسيم را مىكنى و از همه بر رعيت مهربانترى و در راه خدا پر مصيبتترى و تو بازوى منى، تو غسل دهنده جنازه من و دفنكننده آنى، و تو در بلا و ناملايمى پيشقدمترى[١].
مرحوم مؤلف مىگويد: اين علاقه و محبت شديد پيامبر ٦ نسبت به على ٧ بسيار عميق و ريشهدار بود و اين به امر الهى و وسائل آن از قبل آماده شده بود و اين اتحاد و دوستى ميان آن دو در طول حياتشان استمرار داشت و اين حقيقت از احاديثى كه قبلا در اوائل اين كتاب گذشت، استفاده مىشود، مثل روايت طينت كه فرمود: «نور رسول خدا و على قبل از آدم خلق شده و هر دو از يك طينت بودهاند»[٢].
و اين روايت را احمد بن مردويه در كتاب «المناقب» از چند طريق نقل كرده است.
و از جمله روايت «مواخاة» كه پيامبر ٦ به على ٧ فرمود:
«انت اخى في الدّنيا و الآخرة»
تو برادر منى در دنيا و آخرت، يعنى اين برادرى همچنان پايدار است و حتى بعد از مرگ هم اين برادرى نمىگسلد و تا وقتى محمد و على زندهاند و تا وقتى در دنيا و آخرت پايدارند برادريشان نيز زنده و جاويد است.
و از جمله حديث خيبر كه پيامبر فرمود: «على خدا و رسول را دوست مىدارد و خدا و رسول او را دوست مىدارند» و اما آنهائى كه در جنگ خيبر فرار را برقرار
[١] متقى، كنز العمال، ج ٦، ص ٢٩٣.
[٢] محب طبرى، رياض النضرة، ج ٢، ص ١٦٤.