الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٢٣٩ - حق با على (ع) است
«علىّ مع الحقّ و الحقّ مع علىّ و لن يفترقا حتّى يردا علىّ الحوض يوم القيامة»
[١].
حافظ ابن عساكر با سند خود از «مالك بن جعونه» از ام سلمه روايت كرده است كه گفت: «و اللَّه انّ عليا مع الحقّ قبل اليوم و بعد اليوم عهدا معهودا و قضاء مقضيا»[٢].
(به خدا سوگند كه على بر حق است پيش از امروز و بعد از امروز و اين پيمانى مستحكم و حكمى روا شده است).
باز طبق نقل ابن عساكر، ام سلمه ام المؤمنين به ابو ثابت فرمود: سوگند به خدائى كه جانم در دست قدرت اوست، از رسول خدا ٦ شنيدم كه مىفرمود:
«علىّ مع الحقّ و الحقّ مع علىّ و القرآن مع علىّ و لن يفترقا حتّى يردا علىّ الحوض»
[٣].
على با حق و قرآن است و حق و قرآن نيز با على است و از همديگر جدا نشوند تا (روز قيامت) سر حوض بر من وارد شوند.
از آن جمله روايتى است كه ابى بكر احمد بن موسى بن مردويه به سند خود از «اصبغ بن نباته» روايت كرده كه گفت: چون زيد بن صوحان در جنگ جمل به شدت زخمى شد و از پشت اسب به زمين افتاد على ٧ بر بالين او آمد و هنوز نيمه جانى از او مانده بود فرمود: اى زيد رحمت خدا بر تو باد به خدا قسم من ترا نشناختم مگر اين كه مئونه و مشقت و تعلقات دنيوى تو اندك بود و معاونت و كمك كردن تو در دين بسيار بود.
همان موقع، زيد سر خود را به جانب آن حضرت برداشت و گفت: تو مولاى من هستى و خدا به تو جزاى خير بدهد و اللَّه نشناختم ترا مگر اين كه به خدا عالم و به آيات او عارف بوديد، به خدا سوگند كه به همراهى تو با دشمنان تو از روى جهل
[١] تاريخ بغداد، ج ١٤، ص ٣٢١.
[٢] ابن عساكر، تاريخ دمشق، ج ٣، ص ٤- ١٥٣.
[٣] ابن عساكر، تاريخ دمشق، ج ٣، ص ٤- ١٥٣.