الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٩٥ - مناظره مأمون با فقيهان در باره برترى على (ع)
اظهار موافقت و رضايت مىنمود.
مأمون: منظور من از دعوت و جمع شما اين مبحث نبود، من مىخواهم در پيرامون عقيده خودم و آنچه جزو عقايد دينى خود قرار دادهام به طور مفصل با شماها وارد مذاكره شوم.
همه گفتند: بفرمائيد.
مأمون: امير المؤمنين بر اين عقيده و دين است كه على بن ابى طالب بهترين خلق خداست پس از پيغمبر اكرم ٦ سزاوارترين مردم براى خلافت است.
اسحاق: در ميان اين جمعيت كسانى هستند كه آنچه را امير المؤمنين در باره على ٧ بيان كرد، نمىشناسند و بدان معتقد نيستند و امير المؤمنين ما را براى مناظره طلب كرده است.
مأمون: هر طريق را مىپسندى اختيار كن من از تو سؤال كنم يا تو از من سؤال كنى؟
اسحاق: من پرسش را آغاز مىكنم.
اسحاق مىگويد: من اين پيشنهاد را پسنديدم و گفتم: من پرسش را آغاز مىكنم.
اسحاق: به چه دليل امير المؤمنين ادعا مىكند كه على برترين مردم است پس از رسول خدا و سزاوارتر است از همه به خلافت پس از وى؟
مأمون: به من بگو چه چيز مايه برترى مردم بر يك ديگر مىشود، چنان كه بتوان گفت: فلان كس از ديگرى افضل است؟
اسحاق: اعمال نيكو.
مأمون: راست است، اكنون به من بگو در باره كسى كه در زمان پيغمبر ٦ بر يار خود برترى داشت ولى پس از پيغمبر ٦ آن يار كه مفضول بود كارى انجام داد برتر از كارى كه فاضل در زمان پيامبر ٦ انجام داده بود، آيا اين كس را مىتوانيم از جهت فضل با فاضل زمان پيغمبر همپايه بدانيم؟