الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٤٣٢ - سوء ادب نسبت به پيامبر اكرم
روايت كرده كه گفت: «پيامبر گاه كه نزد زينب بنت جحش» (يكى از همسرانش) مىرفت زينب او را نگاه مىداشت و از عسلى كه تهيه كرده بود خدمت پيامبر مىآورد اين سخن به گوش عايشه رسيد و بر او گران آمد، مىگويد: من با حفصه قرار گذاشتيم كه هر وقت پيامبر نزديك ما آمد فورا بگوئيم آيا صمغ «مغافير» خوردهاى؟ و پيامبر ٦ مقيد بود كه هرگز بوى نامناسبى از دهان يا لباسش استشمام نشود، بلكه به عكس اصرار داشت، هميشه خوشبو و معطر باشد! به اين ترتيب روزى پيامبر ٦ نزد «حفصه» آمد او اين سخن را به پيامبر ٦ گفت: حضرت فرمود: من «مغافير» نخوردهام، بلكه عسلى نزد زينب بنت جحش نوشيدم و من سوگند ياد مىكنم كه ديگر از آن عسل ننوشم (نكند زنبور آن عسل روى گياه نامناسبى و احتمال مغافير نشسته باشد) ولى اين سخن را به كسى مگو (مبادا به گوش مردم برسد و بگويند چرا پيامبر غذاى حلالى را بر خود تحريم كرده؟ و يا از كار پيامبر در اين مورد و يا مشابه آن تبعيت كنند و يا به گوش زينب برسد و او دل شكسته شود).
ولى سرانجام او اين راز را افشا كرد و بعدا معلوم شد اصل اين قضيه توطئهاى بوده است، پيامبر ٦ سخت ناراحت شد و آيات: لِمَ تُحَرِّمُ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ ... تا آيه: إِنْ تَتُوبا إِلَى اللَّهِ .. نازل گشت[١] و ماجرا را چنان پايان داد كه ديگر اين گونه كارها در درون خانه پيامبر تكرار نشود[٢].
اين تعبير نشان مىدهد كه تا چه حد اين ماجرا در قلب پاك پيامبر ٦ و روح عظيم او تأثير منفى گذاشت، تا آنجا كه خداوند به دفاع از او پرداخته و با اين كه قدرت خودش از هر نظر كافى است، حمايت جبرئيل و مؤمنان صالح و فرشتگان ديگر را نيز اعلام مىدارد.
قابل توجه اين كه در «صحيح بخارى» از «ابن عباس» نقل شده كه
[١] سوره تحريم، آيههاى ١- ٢- ٣- ٤ و ٥.
[٢] ابن سعد، طبقات، ج ٨، ص ٨٤- ١٠٧.