الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ١٦٧ - يكى از امتيازات ويژه على (ع)
انجام دهم[١].
باز احمد بن حنبل اين روايت را به طريق عمر بن خطاب از پيامبر روايت كرده است.
و همچنين احمد بن حنبل اين روايت را به وسيله عبد اللَّه بن عمر نيز از پيامبر ٦ نقل نموده است[٢].
حافظ ابو زكريا بن مندة اصفهانى در مسانيد مأمون به سند خود از عبد اللَّه بن عباس روايت كرده كه گفت: پيامبر ٦ به على ٧ فرمود:
«انت وارثى»
تو وارث منى و ديگر فرمود: موسى از خدا درخواست كرد كه مسجدى را براى او پاكيزه گرداند كه جز موسى و هارون و دو پسر او سكونت نكنند و من نيز از خداوند درخواست نمودم مسجدى را جهت تو و ذريهات بعد از تو پاكيزه نمايد.
پس به دنبال ابو بكر فرستاد كه در خانهات را ببند ابو بكر گفت: «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ» آيا اين پيام به غير من هم ابلاغ شده است؟ گفته شد: نه. پس گفت:
با كمال ميل، در خانهاش را بست سپس به پيش عمر فرستاد و گفت: در خانهات را ببند. گفت: «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ» آيا به كسى ديگر هم ابلاغ شده است؟ گفته شد: چرا به ابو بكر ابلاغ شده است. عمر گفت: ابو بكر داراى شيوه پسنديده است او نيز در خانهاش را بست سپس به مرد ديگرى نيز تذكر داده شد او نيز در خانهاش را بست و سخنى هم به او گفت.
راوى گفت: پيامبر ٦ بالاى منبر رفت و گفت: گروهى از اين كه من على (ع) را در مسجد سكونت داده و آنها را خارج كردم نگرانىهائى در دل دارند، به خدا سوگند:
«ما انا سددت ابوابكم و لا انا فتحت باب علىّ و لكنّ اللَّه سدّ ابوابكم و فتح باب علىّ».
(من در خانههاى شما را نبستم و در خانه على را نگشودم، بلكه خداوند
[١] مسند احمد بن حنبل، ج ٤، ص ٣٦٩.
[٢] مسند احمد بن حنبل، ج ٢، ص ٢٦.