الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٧٠ - نصّ به وصايت على
اسلام و مسلمانى مقدمتر است.
و همچنين از آن جمله است روايت ابو بكر بن مردويه در كتابش كه قبلا اشاره شد به سند خود از داود ابن ابى عوف، حديث كرد مرا معاويه بن ثعلبه ليثى و گفت آيا روايت نكنم شما را به روايتى كه مخلوط نشده است؟ گفتيم: چرا؟
گفت: ابو ذر مريض شد، و به على ٧ وصيت كرد (يعنى على را وصى خود معرفى نمود). بعضى از عيادتكنندگان به او گفتند اگر به امير المؤمنين عمر وصيت مىكردى بهتر از على ٧ به وصيت تو عمل مىكرد.
ابو ذر گفت: به خدا قسم من وصيت به امير المؤمنين كردم راستى كه امير المؤمنين. قسم به خداى پديد آورنده كه به سوى او دلها آرام مىشوند اگر از على ٧ جدا شويد مردم شما را زشت مىدارند و زمين نيز همين طور.
گفت: گفتم اى ابو ذر مىدانم كه محبوبترين خلق پيش پيغمبر، محبوبترين خلق پيش تو است؟
گفت: بلى، چنين است.
گفتم: پس كدام يك پيش تو محبوبترند؟
ابو ذر جواب داد: «هذا الشيخ المظلوم المضطهد حقّه» (يعنى على بن ابى طالب ٧»).
اين شيخ مظلوم كه حقش ربوده شده است، يعنى على بن ابى طالب ٧ اين آخر لفظ حديث است.
از روايت حافظ ابو بكر احمد بن موسى بن مردويه- كه سخن او نزد ائمه هر چهار مذهب حجت است- آنچه روايت كرده به اسناد خود از على بن محمد بن منكدر از ام سلمه همسر پيامبر اكرم ٦ كه از لطيفترين و بامحبتترين زنان آن حضرت بود.
گفت: ام سلمه را غلامى بود كه او را- همچو پدر- تربيت كرده بود و به او