الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ١٩٢ - علم على
ابو نعيم در «حلية الاولياء» به سند صحيح از على ٧ نقل مىكند كه گفت: پيامبر اكرم ٦ فرمود:
«انا مدينة العلم و علىّ بابها يا علىّ كذب من زعم انّه يدخلها من غير بابها»
[١].
من شهر علمم تو يا على دروازه آن هستى، دروغ گفته آن كسى كه گمان كرده از غير دروازه آن مىتواند داخل شود.
و در روايت ديگر كه شعبى از على ٧ نقل كرده كه آن حضرت فرمود:
پيامبر ٦ فرمود:
«انا دار الحكمة و علىّ بابها»
[٢]: من خانه علم هستم و على درب آن است.
حاكم در «مستدرك الصحيحين» به سند خود از «مجاهد» و «ابن عباس» روايت كرده كه گفت: رسول خدا ٦ فرمود:
«انا مدينة العلم و علىّ بابها فمن اراد المدينة فليأت الباب»
[٣].
(من شهر علمم و على دروازه آن است، پس هر كس مىخواهد به اين شهر درآيد بايد از دروازه آن وارد شود).
ابن عبد البر در كتاب «الاستيعاب» به سند خود از «عبد اللَّه بن عباس» روايت كرده كه گفت:
«قسّمت الحكمة عشرة اجزاء فاعطي عليّ تسعة اجزاء و النّاس جزء واحدا و عليّ اعلم بالجزء الواحد منهم».
(حكمت به ده بخش قسمت شده است نه قسمت آن به على ٧ داده شده و يك قسمت آن به ساير مردم واگذار شده است و على در يك بخش عمومى هم از همه آگاهتر است)[٤].
[١] مغربى، فتح الملك العلى ص ٥٥.
[٢] مغربى، فتح الملك العلى ص ٥٥.
[٣] حاكم، مستدرك الصحيحين، ج ٣، ص ١٢٦- خطيب، تاريخ بغداد، ج ٤، ص ٣٤٨- ١٧٢- ج ١١، ص ٤٨- ٤٩- ابن اثير، اسد الغابة، ج ٤، ص ٢٢- دهها مدرك ديگر- جهت تفصيل اين حديث به كتاب« فتح الملك العلى» تأليف احمد بن محمد صديق حسنى مغربى مراجعه شود.
[٤] ابن عبد البر، الإستيعاب، ج ٢، ص ٤٤٢- ابن اثير، اسد الغابة، ج ٤،- ٢٢- ابو نعيم، حلية الأولياء، ج ١، ص ٦٥.