الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٢٧٤ - حديث ثقلين
ترمذى در صحيح خود از جابر بن عبد اللَّه روايت كرده كه گفت: رسول خدا ٦ در روز عرفه در حالى كه سوار بر ناقه قصوى بود خطابهاى ايراد كرد و شنيدم كه فرمود: اى مردم! من در ميان شما دو چيز مىگذارم، مادامى كه به آن دو تمسك كنيد گمراه نمىشويد، كتاب خدا و عترتم و اهل بيتم[١].
سپس ترمذى گفته: در اين باب از ابو ذر و ابو سعيد و زيد بن ارقم و حذيفة بن اسيد روايات ديگرى نيز رسيده است[٢].
ابن حجر هيثمى در كتاب «صواعق المحرقة» مىگويد: و در روايتى ديگر آمده كه رسول خدا در مرض موتش با مردم نماز گزارد و فرمود: اى مردم نزديك است قبض روح شوم و مرا به سراى ديگر ببرند من اين سخن را در اين حال به شما مىگويم تا ديگر عذرى نداشته باشيد، همه بشنويد كه من كتاب خداى عز و جل و عترتم اهل بيتم را جانشين خود در ميان شما مىگذارم آنگاه دست على ٧ را گرفت و بلند كرد و فرمود: اين على با قرآن است و قرآن با على است و هرگز از يك ديگر جدا نمىشوند تا كنار حوض مرا ديدار كنند از آن دو پرسيد از آنچه من در آن دو نهادهام[٣].
ثعلبى در «قصص الأنبياء» مىگويد: «رقاشى» از «انس بن مالك» روايت كرده كه گفت: رسول خدا نماز صبح را با ما خواند، همين كه از نماز فارغ شد رو به ما جمعيت كرد و فرمود: اى جمعيت مسلمين هر كس آفتاب را از دست بدهد، بايد از نور ماه استفاده كند و بدان تمسك جويد و اگر ماه را هم از دست داد، بايد از نور زهره استفاده كند و چون آن را هم از دست داد، بايد به نور دو ستاره «فرقدين» تمسك كند، مردم پرسيدند: يا رسول اللَّه مقصود از آفتاب و ماه و زهره و فرقدين چيست؟
فرمود: آفتاب من و ماه على و زهره فاطمه و فرقدان حسن و حسين است و اينها
[١] ترمذى، صحيح، ج ٢، ص ٣٠٨.
[٢] مستدرك الصحيحين، ج ٣، ص ١٠٩- ١٤٨- نسائى، ص ٢١- مسند، احمد ج ٣، ص ١٧.
[٣] ابن حجر هيثمى، صواعق المحرقه، ص ٧٥.