الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ١٢٤ - انكار خلافت على (ع) برابر با انكار نبوت پيامبران است
خدايا من به سبب مقدم داشتن على ٧ بر همه مردم پس از پيغمبر به فرمان خود پيغمبر به تو تقرب مىجويم و اين دين من است[١].
انكار خلافت على (ع) برابر با انكار نبوت پيامبران است
در كتاب «شواهد التنزيل» به سند خود از «عبد اللَّه بن عباس» در تأويل آيه شريفه: وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقابِ[٢].
(از فتنهاى بپرهيزيد كه تنها به ستمكاران شما نمىرسد بكه همه را خواهد گرفت چرا كه ديگران سكوت كردهاند و بدانيد خداوند كيفر شديد دارد).
گفت: چون آيه نازل شد پيامبر اكرم ٦ فرمود:
«من ظلم عليا مقعدى هذا بعد وفاتى فكانّما جحد نبوّتى و نبوّة الأنبياء قبلى»
[٣]: (هر كس به على ظلم كند در نشستن وى به جاى من پس از وفاتم، گويا نبوت مرا و پيامبران گذشته را انكار كرده است).
در كتاب ابو عبد اللَّه محمد بن على سراج است در تأويل آيه به سند خود به عبد اللَّه بن مسعود او گفت: پيامبر به من فرمود اى پسر مسعود بر من
[١] پايان قسمتى كه از عيون اخبار الرضا نقل گرديد.
از اين مناظره و مناظرات و اشعار و سخنان ديگر مأمون چنين بر مىآيد كه وى معتقد به عقائد شيعه بوده و از عقائد شيعه با تمام وجود دفاع مىكرده است ولى شيعه بودن وى منافات ندارد كه طبق نقل مورّخان و محدثان شيعه به خاطر رياست، امام زمان خود، حضرت على بن موسى الرضا( ٧) را مسموم كند زيرا طبق منطق پدرش« الملك عقيم» ملك و رياست پدر و مادر نمىشناسد چنان كه به خاطر رياست برادرش امين را نيز به قتل رساند و اين خطر رياست است و نظائر آن در تاريخ فراوان مىباشد.
[٢] سوره انفال، آيه ٢٥
[٣] شواهد التنزيل ص ٢٠٠- الذخائر، ص ٧١.