الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٤٥ - مقدمه
گفتم: آيا آنها همه از تابعاناند كه اصحاب پيامبر را درك كردهاند و از ايشان حديث شنيده و روايت نمودهاند؟
گفته شد: نه، بلكه اين چهار نفر از لحاظ زمان، از آنان متأخّرند و بعدا علم آموختند و اكثر مسلمانان از آنان تقليد نمودند.
گفتم: از اين امت اين عجيب است، چه شد كه دست برداشتند و حاضر نشدند، از اين كه خود را «محمديّه» بنامند و نسبت مذهب خود را به پيامبر خود محمد ٦ بدهند؟ در حالى كه اين، به شرافتشان اولى و شايسته بود و نيز به تعظيم نبوت آن حضرت و اظهار احترام نسبت به او نزديكتر بود.
اى كاش مذهب خود را به نام يكى از اهل بيت و عترت او نامگذارى مىكردند و يا لا اقل به نام يكى از صحابه و يا به نام يكى از كسانى كه آثار رسالت و اصحاب آن حضرت را مشاهده كرده بودند و نشانههاى پيغمبرى و آثار و اصحاب او را ديده بودند، پس چگونه از همه اينها صرف نظر كردند و خود را پيرو يكى از اين چهار تن قرار دادند؟! بعد پرسيدم: آيا بنيانگذاران اين چهار مذهب در يك زمان و بر يك دين بودند؟! گفته شد: نه، بلكه در زمانهاى مختلف و بر عقيدههاى گوناگون بودند، تا آنجا كه گاهى همديگر را تكفير مىكردند.
گفتم: اين نيز، از اين امت عجيب است ادعا مىكنند كه پيغمبرشان اشرف پيامبران است و امت او اشرف امتهاست، پس چطور شد كه اكثر آنها به اين چهار تن (با وجود اين همه اختلاف كه آنان را از طريق پيامبرشان خارج كرده است) اقتداء كردند؟! و بدين وسيله از آنچه خود مىگويند از روش گذشتهگانشان دور شدند.
بعد پرسيدم: از معنى آنچه كه آيه شريفه در بر دارد:
الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ