الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٤٦٠ - ايمان ابو طالب
خلاصه اين كه: اگر ابو طالب و پسرش (على ٧ نبودند دين اسلام تشخص و قوامى نداشت.
ابو طالب در مكه آن حضرت را يافت و حمايت نمود و على ٧ در مدينه از او حمايت نمود ابو طالب به امر پدر عبد المطلب كفالت زندگى آن حضرت را به عهده گرفت و ادامه داد و على ٧ همان خدمات را تكميل نمود تأسفى ندارد كه ابو طالب به قضاى الهى در گذشت زيرا بوى خوش خود، على ٧ را به يادگار گذرد، براى رضاى خدا ابو طالب خدمت به دين خدا كرد و على ٧ به آن خدمات پايان داد تا به اوج اعلا رسيد.
كوتاه سخن اين كه: اگر علماى اهل تسنن نيز كمى انصاف به خرج بدهند ايمان ابو طالب آنهم در سطح بسيار بالا، ثابت و مسلم است ولى برخى از اهل غرض و عناد نظر به يك روايت ضعيف و مجعول معروف به حديث «ضحضاح» گفتهاند كه: ابو طالب پدر امير المؤمنين و عموى بزرگوار پيامبر اكرم ٦ ايمان نياورده از دنيا رفته است، اگر اين افراد اهل غرض و عناد نبودند، مسلما از ميان آن همه روايات به يك روايت جعلى استناد نمىكردند و شيخ بطحا مؤمن قريش بزرگ حامى پيامبر را به بىايمانى متهم نمىساختند.
محققان در راويان اين حديث بررسى و تحقيقات عميق و وسيعى انجام دادهاند و به اين نتيجه رسيدهاند كه راويان حديث مزبور مورد اعتماد نيستند، برخى از اين روات از نظر علماى اهل سنت، كذّاب و بعضى ديگر مجهول و بعضى از آنها با على ٧ و اولاد او خصومت داشتهاند جاعل و ناقل حديث هم يك نفر فاسق و فاجر و دشمن سرسخت اهل بيت «مغيرة بن شعبه» بوده است در اين باره مراجعه شود به كتابهاى:
١- ابو طالب مؤمن قريش، تأليف عبد اللَّه خنيزى.
٢- اسنى المطالب في نجاة ابي طالب، سيد احمد زينى دحلان.
٣- شيخ الأبطح او ابو طالب، سيد محمد علي آل شرف الدين.