الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٣٩٤ - غصب فدك فاطمه
يرثه اهله و هو خلاف قوله: «لا نورث»[١] من از اين حديث در شگفتم زيرا فاطمه ٧ در احتجاج خود با ابو بكر بر سر فدك گفت تو وارث پيغمبرى يا اهل او، ابو بكر در جواب گفت: من از اهل او هستم فرمود: اگر چنين است كه اهل او ارث مىبرند اين خلاف حديثى است كه از پدرم نقل مىكنى؟! فاطمه ٣ فرمود: اين نحله، عطيه و بخشش پيامبر است ابو بكر در پاسخ، از او مطالبه بيّنه و شاهد نمود تا بدين وسيله ثابت كند كه فدك ملك اوست.
گرچه از نظر اسلام، هر گاه ملكى در تصرف كسى بود از او درخواست بينه و شاهد نمىشود و نفس تصرف دليل مالكيت است، بلكه كسى كه ادعاى خلاف آن را داشته باشد بايد بينه اقامه كند زيرا او مدعى است و دليل بر اين كه فدك در تصرف زهرا بوده واژه ايتا در آيه شريفه: وَ آتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ مىباشد و نيز لفظ «اعطاء» و «اقطاع» كه در روايات آمده است.
با اين حال زهرا بناچار براى اثبات حقانيت خود اقامه بينه كرد. على ٧ و امّ ايمن هر دو شهادت دادند كه فدك ملك زهرا است اما پاسخ ابو بكر اين بود كه شهادت يك مرد و يك زن كافى نيست، بلكه بايد دو مرد و يا يك مرد و دو زن باشد.
البته زهرا به اين مسأله توجه داشت ولى جريان اختلاف در اين مورد از باب قضاوت نبود چرا كه در اين مورد ابو بكر، خود هم قاضى و هم طرف دعوا به شمار مىآمد اگر قضاوتى حقيقى بود مىبايست قاضى شخص سومى باشد بنا بر اين در اين مورد يك شاهد كافى بود كه گفته مدعى را تصديق كند و جريان پايان پذيرد نه از باب يك قضاوت اسلامى.
در عين حال زهرا ٣ براى بار دوم على ٧ و ام ايمن، اسماء بنت عميس، حسن و حسين را به عنوان شاهد همراه آورد اما باز هم مورد قبول خليفه واقع نشد به اين دليل كه على ٧ همسر فاطمه است و حسن و حسين فرزندان او هستند و طرف فاطمه را خواهند گرفت و به نفع او شهادت خواهند داد اما اسماء
[١] ابن ابى الحديد، شرح نهج البلاغه، ج ١٦، ص ٢١٩.