الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ١٧٥ - على
على ٧ از من است و من از على
احمد بن حنبل در مسند خود اخبار زيادى پيرامون اين جمله پيامبر كه فرموده:
«علىّ منّى و انا من علىّ»
(على از من است و من از على) روايت كرده است از جمله به سند خود از عبد اللَّه بن حنطب[١] نقل كرده كه گفت: رسول خدا ٦ به كسانى كه از قبيله «ثقيف» نزدش آمده بودند فرمود: يا اين است كه اسلام مىآوريد، و يا اين كه مردى از خودم- و يا فرمود مثل خودم را- مىفرستم تا گردانهايتان را بزند و زنان و بچههايتان را اسير كند و اموالتان را بگيرد. عمر گفت:
به خدا قسم هيچ روزى فرماندهى لشكر را آرزو نكردم مگر آن روز، لذا سينه خود را سپر كردم، به اميد اين كه بگويد آن اين مرد است ولى متوجه على ٧ شده و دست او را گرفت و فرمود: و او اين است دو مرتبه فرمود[٢].
باز اين روايت را احمد بن حنبل از «عمران بن حصين» از پيامبر ٦ روايت كرده است و در آن افزوده:
«انّ عليّا منّى و انا منه و هو ولىّ كلّ مؤمن بعدى»
(على از من است و من از على هستم و او ولىّ هر مؤمنى است بعد از من[٣].
باز آن را احمد بن حنبل از «حبش بن جنادة سلولى» از دو طريق روايت كرده است و مىگويد در يكى از آنها از پيامبر ٦ كه فرمود:
«علىّ منّى و انا منه لا يؤدّى عنّى الّا انا او علىّ»
[٤]. (على از من است و من از على هستم از من ادا نكند مگر من يا على).
و اين روايت را شافعى ابن مغازلى نيز به همين الفاظ در كتاب خود روايت
[١] در نسخه چاپى( خطيب).
[٢] ذخائر القبى نسائى، ص ٦٤- استيعاب، ابن عبد البر، ج ٢، ص ٤٦٤- رياض النضرة، ج ٢، ص ١٦٤.
[٣] مناقب احمد بن حنبل، بنا به نقل احقاق الحق، ج ٥، ص ٢٩٣- صحيح ترمذى، ج ١٣، ص ١٦٤.
[٤] مسند احمد بن حنبل، ج ٤، ص ١٦٥- ١٤٥.