الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ١٣٠ - ليلة المبيت و خفتن على (ع) در جايگاه پيامبر
شركت نمايد و از امروز به بعد هم هيچ برهنهاى نبايد خانه خدا را طواف كند و داخل بهشت نمىشود مگر كسى كه مؤمن باشد.
ثعلبى همين روايت را در تفسير خود در سوره برائت روايت كرده و شرح داده است كه چگونه بت پرستان مكه آن پيمانى را كه پيامبر در حديبيه با آنان بسته بود، نقض كردند سپس او در آخر حديث، چنين گفته است: رسول خدا ابو بكر را در اين سال به موسم حج فرستاد و او را مأمور نظارت بر امور حج كرد و توسط او چهل آيه از اول سوره برائت را فرستاد تا در موسم حج به مردم مكه قرائت كند هنگامى كه ابو بكر قسمتى از راه را پيمود پيامبر ٦ على ٧ را فرا خواند و فرمود به همين قضيه حركت كن و از اول سوره برائت بر آنها بخوان وقتى كه مردم جمع شدند اين موضوع را اعلان كن.
على ٧ سوار شتر (مخصوص) پيامبر (الغضباء) گرديد از مدينه خارج شد و در «ذو الحليفه» به ابو بكر رسيد، نامه را از ابو بكر گرفت ابو بكر به سوى پيامبر برگشت عرض كرد پدر و مادرم فداى تو باد! در باره من چيزى نازل شده است پيامبر فرمود نه،
«و لكن لا يبلغ عنّى الّا انا او رجل منّى»
سپس ثعلبى صورت اعلان على ٧ و ابلاغ آنچه را كه خدا و رسولش به آن امر فرموده بودند، ذكر كرده است[١].
محب الدين طبرى، در كتاب «ذخائر العقبى» از «ابو سعيد» يا «ابو هريره» چنين نقل مىكند: رسول خدا ٦ ابو بكر را مأمور نظارت بر امر حج كرد هنگامى كه به سرزمين «ضجنان» رسيد، صداى شتر على ٧ را شنيد و آن را شناخت و به سراغ او آمده و گفت براى چه آمدى؟ گفت خير است، پيامبر ٦ سوره برائت را با من فرستاده است، هنگامى كه ابو بكر بازگشت (و از تغيير اين رسالت اظهار نگرانى كرد) پيامبر فرمود:
«لا يبلغ عنّى غيرى او رجل منّى يعنى عليا»
هيچ كس جز خودم نبايد از طرف من ابلاغ كند، مگر كسى كه از من است، منظورش
[١] تفسير ثعلبى، ج ٣، ص ٤٣٠- مخطوط بنا بنقل احقاق الحق.