الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٣٦٤ - علت صلح امام حسن
و از شناختن احوال و اقوال آنها دور افتاديد و اگر با اين قوم معاشرت و آميزش داشتيد، اين قوم را داراى علم و ورع و امانت و صيانت مىيافتيد، به طورى كه شهادت مىداد نزد شما لسان حال و بيان مقال كه اين قوم از كسانى هستند كه مىتوانند مورد اعتماد و وثوق باشند.
و بسيار عجيب و شگفت انگيز است كه عده زيادى از مسلمانان و پيروان مذاهب چهارگانه در تعظيم و بزرگداشت اهل بيت به خصوص على و فاطمه و حسن و حسين روايات زيادى نقل كردهاند اما ديدى كه با على ٧ چگونه رفتار كردند و چطور از حقش منع نمودند و خلافتش را از دستش ربودند، و منزلتش را پائين آوردند و قصد كردند به آتش بسوزانند و حرمتش را بشكنند اما راجع به فاطمه آنچه ظاهر شده از اذيتشان مشهور است و او را ترك كردند تا اين كه جانش را از دست داد.
علت صلح امام حسن ٧
امام حسن ٧ بعد از شهادت پدرش على بن ابى طالب ٧ به قدرى بىكس و بىياور و درمانده شد كه مجبور گرديد، با معاويه صلح كند! از آن بدتر اين كه بعضيها او را سرزنش كردند كه چرا با معاويه صلح كرد؟! و بعضى افراد نادان و سفيه گفتند: كه حسن بن على خلافت را به معاويه فروخت!! جواب از صلح امام حسن ٧ به چند وجه است:
١- يكى از آنها جوابى است كه خود امام داده است، چنان كه ابو سعيد عقيصا گفت به حسن بن على ابن ابى طالب گفتم: اى فرزند رسول خدا چرا با معاويه صلح و سازش كردى؟
امام فرمود: اى ابو سعيد: آيا من حجت خدا بر بندگانش نيستم؟! آيا من امام آنها بعد از پدرم نمىباشم؟! گفتم: چرا.
فرمود: آيا من آن كسى نيستم كه رسول خدا در باره من و برادرم