الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٢٤٢ - حق با على (ع) است
مقصود معاويه از تنها گذاشتن على اين بود كه سعد در جنگ صفين او را يارى نكرد.
باز هيثمى در همان كتاب از ام سلمه روايت كرده است كه گفت:
«كان علىّ على الحقّ من اتّبعه، اتّبع الحقّ و من تركه ترك الحقّ عهد معهود قبل يومه هذا».
على ٧ با حق بوده و هر كه او را پيروى كند از حق پيروى كرده و هر كه ترك او گويد حق را ترك كرده است اين عهدى است كه از پيش معهود بوده[١].
و نيز از ابو سعيد خدرى روايت كرده كه گفت: با جمعى از مهاجرين و انصار جلو خانه رسول خدا ٦ بوديم كه على بن ابى طالب عبور كرد، رسول خدا مكرر فرمود:
«الحقّ مع ذا، الحقّ مع ذا»
: حق با اين است، حق با اين است[٢].
اين روايت را ابو يعلى و مناوى در «كنوز الحقائق»[٣] و متقى در «كنز العمال» آوردهاند[٤].
ابن مردويه در «المناقب» و حاكم در «مستدرك الصحيحين» به سند خود از «ابى ثابت» مولاى ابو ذر روايت كردهاند كه گفت: در جنگ جمل در لشكر على ٧ بودم، همين كه عايشه را در لشكر دشمن ديدم، شكى در دلم افتاد كه در هنگام نماز ظهر زائل شد و تا آخر در قتال دشمن شركت كردم، همين كه جنگ پايان يافت به مدينه نزد ام سلمه رفتم و گفتم به خدا سوگند براى آب و نان نيامدهام و لكن من مولاى ابوذرم و جريانم اين طور است وقتى مرا شناخت آفرين گفت و فرمود: دلها به كجا پرواز مىكند؟
گفتم هر جا رفت در موقع ظهر، خدا آن را برگردانيد، گفت: احسنت من از
[١] هيثمى، مجمع الزوائد، ج ٩، ص ١٣٤.
[٢] همان كتاب، ج ٧، ص ٢٣٤.
[٣] مناوى، كنوز الحقائق، ص ٦٥.
[٤] متقى، كنز العمال، ج ٦، ص ١٥٧.