الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٣٧٠ - رفتارى كه امت با امام حسين (ع) كردند
متقى در «كنز العمال»[١] و هيثمى در «مجمعش»[٢] آن را آوردهاند و بيهقى در سنن خود به سند خود از «زرّ بن حبيش» نظير اين حديث را آورده ولى در آخرش در پاسخ مردمى كه مىخواستند آن دو كودك را از رسول خدا ٦ دور كنند فرمود:
اين دو كودك مرا واگذاريد پدر و مادرم فدايشان هر كس مرا دوست مىدارد، بايد اين دو را دوست بدارد[٣].
ترمذى و ابن ماجه و احمد بن حنبل و ابو داود طيالسى و بيهقى و متقى هندى در كتابهاى خود رواياتى آوردهاند كه خلاصه مضمون آنها اين است كه راويان ديدند رسول خدا ٦ دست حسين را كه كودكى خردسال بود مىگرفت و كف پاى او را روى سينه خود مىگذاشت و او را تا بالاى شانه خود بالا مىبرد و مىفرمود: «حزقه، حزقه ترق عين بقة: كوچولو كوچولو بالا بيا اى چشم پشه» (كه بعضى از دانشمندان مىگويند اين تعبير پيشگوئى از شهادت و سوراخ سوراخ شدن پيكر حسين ٧ است چون اخيرا كشف شده كه چشم پشه سوراخ سوراخ است).
آنگاه در همه اين روايات آمده كه فرمود: «بار الها من او را دوست مىدارم تو هم دوست بدار، هر كس كه او را دوست مىدارد»[٤].
در اين كه حسنين زينت عرش يا گوشوارههاى عرشند، نه روايت آوردهاند.
برخى از حنابله در كتابى كه آن را «نهاية الطلب و غاية السؤال» ناميده به سند خود از «ابن عباس» روايت كرده است كه گفت: در خدمت پيامبر بودم پيامبر ٦ امام حسين ٧ را بر زانوى راست و فرزند خود ابراهيم را بر زانوى چپ نشانده
[١] متقى، كنز العمال، ج ٧، ص ١٠٩.
[٢] هيثمى، مجمع الزوائد، ج ٩، ص ١٨١.
[٣] بيهقى، سنن، ج ٢، ص ٢٦٣.
[٤] ترمذى، صحيح، ج ٢، ص ٢٤٠- ٣٠٧- ابن ماجه، صحيح، مسند احمد بن حنبل، ج ٥، ص ٣٦٩- مسند طيالسى، ج ١٠، ص ٣٣٢- ٣٢٧- سنن بيهقى، ج ٢، ص ٢١٣- كنز العمال، ج ٧، ص ١٠٨.