الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٣٦٠ - چيزهاى عجيبى كه از مخالفين ديده مى شود
عجيب است كه آنها مىگويند: هر مجتهدى در رأى خود مصاب است بلكه از اين بالاتر هم گفتهاند.
حميدى در كتاب «الجمع بين الصحيحين» در حديث سوم از مسند عمرو بن العاص روايت كرده كه او از رسول خدا ٦ شنيد كه مىفرمود:
«اذا حكم الحاكم فاجتهد ثمّ اصحاب فله اجران و اذا حكم و اجتهد فاخطأ فله اجر»
[١].
(هر گاه حاكم حكم كند و اجتهاد نمايد و به حق برسد او دو اجر دارد و هر گاه حكم كند و اجتهاد نمايد ولى خطا كند و به واقع نرسد، او يك اجر دارد).
بدين ترتيب باب جايز بودن خطا، و راه پيدا كردن به نقض شريعت را باز كردند.
با وجود اين اگر از بعضى علماى عترت و فقهاى آنها و شيعيانشان قولى در مسأله پيدا نمودند به اندازه اهل اجتهاد خودشان ارزش قائل نيستند و آن حقى را كه به علماى خودشان قائلند به امامان شيعه قائل نيستند و اين دلالت بر اختلاف شديد و ضديت و بدى توفيق و عدم تحقيق آنها دارد.
از خلافگوئيهاى عجيب آنها، اين كه عمل به اخبار آحاد را جايز مىدانند ولى اگر اخبارى را از طريق عترت پيامبرشان بشنوند، چه آحاد باشد يا متواتر، از آن اعراض مىكنند و از آن نفرت مىنمايند، با اين كه پيامبر فرموده عترتش از كتاب خدا جدا نمىشوند و هر كس به اين دو تمسك نمايد، گمراه نگردد.
و از عجايب ديگر اين كه آنان اخبار علماى عترت را در رديف اخبار گروهى از صحابه و محدثين خود قرار نمىدهند با وجود اين كه آنان همديگر را تكفير كردند بعضى خون بعضى ديگر را ريختند و محارم همديگر را ميان خود مباح دانستند و بالاخره به گناهان بزرگى مرتكب شدند پس اگر اين اختلاف ضرر ندارد، پس چرا در باره علماى عترت و علماى شيعه اين چنين نباشد و اگر در اين خصوص ضرر دارد
[١] مسلم، صحيح، ج ٣، ص ١٣٤٢.