الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٧٣ - نصّ به وصايت على
خويش و اصحاب به پايه آن نمىرسد و نه كسى ادعا كرده و نه براى غير او ادعا شده است.
در كتاب عجيبى كه مشتمل بر مجالس شگفتانگيز شيعه با علماى مذاهب چهارگانه بود، ديدم اسم آن كتاب «العيون و المحاسن»[١] بود و در آن كتاب نوشته بود كه شيخى از مذاهب چهارگانه از مؤلف كتاب پرسيد كه اگر نص روشنى در باره (وصايت) على ٧ بود سيد حميرى آن را در اشعار خود مىآورد و آن دانشمند شيعه به او گفت: تصادفا سيد حميرى[٢] اين موضوع را در قصيده رائيه ذكر كرده است آنجا كه مىگويد:
|
الحمد للَّه حمدا كثيرا |
ولىّ المحامد ربّا غفورا |
|
تا اين كه به اين بيت مىرسد:
|
و فيهم علىّ وصى النبىّ |
بمحضرهم قد دعاه اميرا |
|
|
و كان الخصيص به في الحياة |
و صاهره و اجتباه عشيرا |
|
[١] اين كتاب از تأليفات فقيه متكلم ابو عبد اللَّه محمد بن محمد بن النعمان بغدادى مشهور به شيخ مفيد( ٤١٣- ٣٣٦) است شيخ طوسى كه خود از شاگردان مفيد است در باره او مىنويسد: محمد بن محمد بن نعمان مكنّى به ابو عبد اللَّه و معروف به ابن معلم از متكلمين شيعه است كه در زمان او رياست شيعه به او منتهى شد و در علم و صناعت كلام مقدم بر ديگران بود و در فقه نيز سر آمد فقهاى زمان خود بوده و مردى سريع الانتقال و بافطانت و حاضرجواب بود و او نزديك به دويست جلد كتاب تأليف كرده( فهرست شيخ ص ١٨٦ تحت شماره ٧١٠ ط نجف).
[٢] سيد اسماعيل حميرى( ١٧٣- ١٠٥) از شعراى به نام شيعه است كه در اشعار خود از امير مؤمنان على( ٧) و خاندان رسالت شديدا دفاع كرده است و تمام فضائل مولا را به نظم كشيده تا آنجا معروف است كه گفته بود: هر كس فضيلتى از على( ٧) بياورد كه من در باره آن شعرى نگفته باشم يك دينار جايزه مىدهم( ديوان السيد الحميرى) با مقدمه سيد محمد تقى حكيم.