الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٣١٦ - واقعه غدير
«كنز العمال»[١]، نسائى در خصائص[٢] و ابن حجر در «صواعق المحرقة»[٣] نقل كردهاند.
باز احمد بن حنبل به سند خود از «ابى الطفيل» روايت كرده كه گفت: على ٧ مردم را در «رحبه» جمع كرد و به ايشان فرمود: سوگند مىدهم هر مرد مسلمان را كه شنيده است از رسول خدا ٦ كه در روز غدير خم چه فرمود برخيزد و شهادت دهد و سى نفر برخاستند.
ابو نعيم گفته: جمع كثيرى برخاسته شهادت دادند كه رسول خدا در حالى كه دست آن حضرت را گرفته بود، فرمود: آيا مىدانيد كه من به مؤمنين از خودشان اختياردارترم؟ گفتند: بله، يا رسول اللَّه، فرمود: هر كه من مولاى او بودم اين مولاى او است بار الها دوست بدار هر كه را با او دوستى كند و دشمنى كن با هر كس كه با او دشمنى كند مىگويد: من بيرون آمدم در حالى كه هنوز در دلم شك داشتم، پس زيد بن ارقم را ديدم و گفتم كه از على ٧ شنيدم چنين و چنان گفت، زيد گفت: اين مطلب قابل انكار نيست، من خودم از رسول خدا شنيدم كه آن را فرمود[٤].
احمد بن حنبل در مسند خود با ذكر سند از «ابو سعيد خدرى» نقل كرده كه گفت: رسول خدا فرمود: هيچ گاه مهابت مردم كسى را از اقامه حق با اين كه از آن اطلاع دارد، باز ندارد، ابو سعيد بعد از نقل اين حديث گريه كرد و گفت به خدا
[١] متقى، كنز العمال، ج ٦، ص ١٥٤.
[٢] نسائى، خصايص، ص ٢٣.
[٣] ابن حجر، صواعق، ص ٢٦.
[٤] احمد بن حنبل، مسند، ج ٤، ص ٣٧٠- نسائى، خصايص، ص ٤- محب طبرى، رياض النضرة، ج ٢، ص ١١٦٩.