الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٣٨٤ - فاطمه (س) در حالى از دنيا رفت كه از ابو بكر و عمر خشمگين بود
حساس سبب انحراف مسلمين در حق و حقوق شخصى و نوعى بود، فاطمه زهرا ٣ براى اثبات حقيقت امر و احقاق حق خود و شوهر و خاندان رسالت و ملت اسلام شجاعانه قيام كرد و با انواع زجر و شكنجه و فشار و تهديد مقاومت فرمود، سرانجام جان خود را در همين راه از دست داد و بالاخره به جهان بشريت ثابت كرد كه حق با كيست؟
البته روايات شيعه تمام جزئيات رفتارى كه خلفا با حضرت زهرا كردند، و سخنانى كه آن حضرت گفته و ستمهاى فراوانى كه به وى رفته همه را بازگو مىكند و اگر كسى بخواهد به همه آنها اطلاع پيدا كند، بايد به كتب تاريخى و جوامع احاديث شيعه مراجعه نمايد.
ولى ما پاسخ اين سؤال را نيز از خود اهل سنت مىگيريم تا در اين باره نيز مانند گذشته از شيعه حتى يك كلمه حرف نياورده باشيم. اينك ابن قتيبه يكى از بزرگان علماى اهل سنت به اين سؤال پاسخ مىدهد.
ابن قتيبه در كتاب «الإمامة و السياسة» تحت اين عنوان كه على چگونه با ابو بكر و عمر بيعت نمود، مىنويسد: عمر به ابو بكر گفت آيا از اين مختلف بيعت نمىگيرى؟ ابو بكر به قنفذ گفت برو به على بگو امير المؤمنين دعوت مىكند تا با او بيعت كنى قنفذ رفت و با صداى بلند على ٧ را به بيعت فراخواند، على ٧ فرمود:
«سبحان اللَّه لقد ادّعى ما ليس له»
چيزى را ادعا مىكند كه حق ندارد ابو بكر به گريه افتاد اين بار عمر با جمعى به خانه على ٧ آمد در را زدند فاطمه چون صداى آنها را شنيد:
«نادت باعلى صوتها يا ابى يا رسول اللَّه ما ذا لقينا بعدك من ابن الخطّاب و ابن ابى قحافة».
با صداى بلند گفت: اى پدر اى رسول خدا بعد از تو از ابن خطاب و پسر ابى قحافه چهها ديديم. چون مردم صدا و ناله زهرا را شنيدند، صدا به گريه و ضجه بلند شد: مردم در حالى كه گريه مىكردند، متفرق شدند، فقط عمر با غلامش و چند نفر ديگر باقى ماندند.