الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٢٧٣ - حديث ثقلين
٧ به سند خود از «يزيد بن حيان» روايت كرده كه گفت: من و حصين بن سبرة و عمر بن مسلم به ديدن «زيد بن ارقم» رفتيم همين كه نشستيم، حصين گفت: اى زيد تو خير بسيارى از عمرت ديدهاى، چون دوران رسول خدا ٦ را درك كردهاى، احاديث او را شنيدهاى و با او به جنگها رفتهاى و سالها پشت سرش نماز خواندهاى، حالا از اين خير بسيار براى ما حديث كن كه از رسول خدا ٦ شنيدهاى، گفت: اى برادر زاده به خدا سوگند من پير شدهام و رفتنم نزديك شده و من پارهاى از احاديث كه از رسول خدا ٦ شنيده و حفظ كرده بودم فراموش نموده ام، لذا آنچه خودم برايتان مىخوانم حفظ كنيد ولى چيز ديگرى از من نپرسيد.
آنگاه گفت: روزى رسول خدا ٦ كنار آبى كه آن را «خم» مىگفتند و بين مكّه و مدينه قرار دارد در ميان ما به خطبه ايستاد و پس از حمد و ثنا و موعظه، فرمود: ايها الناس آگاه باشيد كه من از آنجائى كه يك فرد بشر هستم، احتمال مىرود به زودى فرستاده پروردگارم براى قبض روح به سراغم آيد و من اجابت كنم:
«انى تارك فيكم الثقلين اولهما كتاب اللَّه فيه الهدى و النور فخذوا بكتاب اللَّه و استمسكوا به»
من ميان شما دو چيز گرانبها مىگذارم كه اول آن دو، كتاب خدا است كه در آن هدايت و نور است پس كتاب خدا را بگيريد و بدان تمسك كنيد، و بسيار مردم را بر كتاب خدا تحريك و تشويق فرمود.
سپس فرمود:
«و اهل بيتى اذكر كم اللَّه في اهل بيتى اذكركم اللَّه في اهل بيتى»
دومى اهل بيت من است، من خدا را در باره اهل بيتم ياد آوريتان مىكنم باز هم من خدا را در باره اهل بيتم ياد آورىتان مىكنم.
حصين در اينجا از زيد پرسيد: اهل بيت او چه كسانى هستند؟ آيا زنان آن حضرت جزو اهل بيت او نيستند؟ گفت: زنانش اهل خانه او هستند و لكن اهل بيت او كسانى هستند كه بعد از وى صدقه برايشان حرام است[١].
[١] مسلم، صحيح، ج ٤، ص ١٨٧٣- احمد بن حنبل، مسند، ج ٤، ص ٢٦٦- سنن بيهقى، ج ٢، ص ١٤٨.