الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ١٨٢ - از مناقب ويژه على
على بن ابى طالب سفارش مىكنم زيرا كسى جز مؤمن او را دوست نمىدارد و كسى جز منافق او را دشمن نمىدارد.
بدين جهت خود على ٧ سوگند ياد مىكند: «به خدائى كه دانه را شكافت و انسان را آفريد، اين پيمان را پيامبر ٦ با من بسته كه جز مؤمن كسى مرا دوست نمىدارد و جز منافق كسى با من دشمنى نمىكند[١].
شافعى ابن مغازلى در كتاب خود به چند طريق روايت كرده است كه: پيامبر ٦ به على ٧ فرمود:
«لو لا انت يا علىّ ما عرف المؤمنون بعدى»
[٢] يا على اگر تو نبودى مؤمنان بعد از من شناخته نمىشدند.
احمد بن حنبل در مسند خود از «ابن زبير» نقل كرده است كه گفت: به جابر گفتم: موقعيت على بن ابى طالب در ميان شما چگونه بوده؟ گفت: بهترين آدميان بود، منافقان را نمىشناختيم مگر از راه عداوتشان نسبت به على بن ابى طالب[٣].
طبق بعضى از روايات آنها، ابو سعيد خدرى گفت: «انّما لنا نعرف منافقى الانصار ببغضهم عليا» يعنى ما منافقان را به دشمنيشان با على ٧ مىشناختيم[٤].
در مسند احمد بن حنبل از عمار ياسر روايت شده است كه او از پيامبر ٦ شنيد كه به على مىفرمود:
«يا على طوبى لمن احبّك و صدّق فيك و ويل لمن ابغضك و كذّب فيك»
[٥].
(خوشا به سعادت كسى كه ترا دوست دارد و آنچه در فضائل توست تصديق نمايد بدا به حال كسى كه ترا دشمن دارد و آنچه در مدح توست دروغ پندارد).
[١] ذخائر العقبى، ص ٩١.
[٢] ابن مغازلى، المناقب، ص ٧٠.
[٣] ابن بطريق، العمدة، ص ١١١.
[٤] رياض النضرة، ص ٢١٥.
[٥] تاريخ بغداد، ج ٩، ص ٧٢.