الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٣٨٨ - فاطمه (س) در حالى از دنيا رفت كه از ابو بكر و عمر خشمگين بود
راضى كند مرا راضى كرده و هر كس او را به خشم آورد، مرا به خشم آورده؟
گفتند: بله، از رسول خدا اين را شنيديم، فاطمه سپس فرمود:
«انّي اشهد اللَّه و ملائكته انّكما اسخطانى و ما ارضيتمانى لئن لقيت النّبىّ لأشكونكما»
. خدا و ملائكه را شاهد و گواه مىگيرم كه شما دو نفر (ابو بكر و عمر) مرا به غضب آورديد و رضايت مرا فراهم ننموديد، اگر پيغمبر را ملاقات كنم از شما شكايت خواهم كرد.
ابو بكر گريست و گفت: «انا عائذ باللَّه من سخطه و سخطك يا فاطمة» پناه مىبرم به خدا از غضب رسول خدا و غضب تو اى فاطمه و چنان گريه كرد و سخنان فاطمه در او اثر گذاشت كه نزديك بود قالب تهى كند و فاطمه ٣ مرتب مىفرمود:
«و اللَّه لادعونّ اللَّه عليك عند كلّ صلاة اصلّيها»
به خدا سوگند در هر نمازى كه مىخوانم تو را نفرين مىكنم، تا آنكه ابو بكر از نزد او بيرون آمد، مردم دور او جمع شدند كه چرا چنين پريشانى؟ گفت: شما مردم همه شب همسر خود را در آغوش مىگيريد و سرگرم خوشىهاى خود هستيد و مرا به اين گرفتاريها مبتلا كرديد من به بيعت شما احتياجى ندارم بيائيد بيعت خود را پس بگيريد[١].
و نيز در همان كتاب نوشته: «غضبت فاطمة من ابى بكر و هجرته الى ان ماتت».
فاطمه از ابو بكر غضبناك شد و با او حرف نزد تا وفات نمود.
«فلمّا توفّيت دفنها زوجها علىّ ليلا و لم يؤذن بها ابا بكر و صلّى عليها»[٢].
چون فاطمه وفات يافت شوهرش على ٧ شبانه بر او نماز خواند و او را دفن نمود و به ابو بكر خبر نداد كه بر جنازه او حاضر شود.
[١] ابن قتيبه، الإمامة و السياسة، ص ١٤- محمد بن يوسف گنجى شافعى در باب ٩٩ كفايه همين خبر را نقل كرده است.
[٢] مسلم، صحيح، ج ٣، ص ١٣٨٠.