الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ١٨ - مناظره ابن طاوس با فقيه سنى
در جستجو و رد آن از من كمك بخواهى در كيش مروت اينگونه اعانت به فتواى خرد نيكو و پسنديده باشد و همچنين اگر از من اسبى مفقود شود و در جستجو و يافتن آن از تو كمك بخواهم در آئين انصاف اينگونه اعانت و كمك كردن كار مطلوب و پسنديده و بلكه لازم و واجب مىباشد آن فقيه اين مطلب را تصديق كرد و تحسين نمود بعد از آن گفتم چنان مىدانم كه يكى از ما من يا تو از طريق حق و صراط مستقيم خارج هستيم و در وادى ضلالت و گمراهى سرگشته و حيران ماندهايم، مصلحت من و تو در آن است كه از در انصاف درآئيم و به چشم حقيقت بنگريم تا هريك از ما كه در صراط مستقيم است، آن ديگرى را كه راه ضلالت پيش گرفته است، هدايت و رهبرى نمايد.
گفت: از جان و دل قبول مىكنم.
گفتم: اكنون كه آغاز و مقدمه مناظره و مباحثه است با تو مىگويم كه نبايد هيچيك از ما به اقوال اصحاب خويش تمسك بجويد زيرا سخنان شيعيان كه اهل مذهب من هستند، در نزد تو مردود است و همچنين مقالات سنّيان كه اهل مذهب تواند در نزد من مطرود مىباشد.
پس احاديثى كه از طرق شيعه روايت شده، پيش اهل سنت نتواند حجت باشد و اخبارى كه از طريق اهل تسنن نقل شده است، براى شيعيان مستند نخواهد بود.
اينك با سه شرط مباحثه را آغاز مىكنيم و بر خود لازم مىشماريم كه از هيچ يك از آن شروط تخلف نجوئيم:
اولا- هركدام از ما بر اثبات دعوى خويش در مرحله اول به قرآن كريم، احتجاج و استدلال كنيم.
ثانيا- از اخبار هم به اخبارى تمسك جوئيم كه بين الفريقين مجمع عليه و مسلّم مىباشد.
ثالثا- هرگاه حديثى را نقل كنيم كه ميان فريقين (سنى و شيعه) مسلم نباشد