الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٢٧٦ - حديث ثقلين
او را به آن افتخاراتى كه در داستان غدير خم بيان كرديم، اختصاص داد.
اين بود سخنان هيثمى.
و از آن جمله است، روايتى كه فقيه شافعى ابن مغازلى از چند طريق در كتاب خود به سندهاى مختلف نقل كرده است گفت: رسول خدا ٦ فرمود:
«اوشك ان ادعى فاجيب و انّى قد تركت فيكم الثّقلين كتاب اللَّه حبل ممدود من السّماء الى الارض و عترتى اهل بيتى و انّ اللّطيف الخبير اخبرنى انّهما لن يفترقا حتّى يردا علىّ الحوض فانظروا ما ذا تخلفونى فيهما»
[١].
نزديك است كه دعوت حق را اجابت كنم و من در ميان شما دو چيز گرانبها گذاشتم كتاب خدا كه ريسمانى است كه از آسمان به زمين كشيده شده است و عترتم اهل بيتم كه خداوند لطيف خبير به من خبر داده كه اين دو از هم جدا نمى شوند، تا در حوض كوثر بر من وارد شوند، پس بنگريد كه چگونه جانشين من در باره آن دو خواهيد بود.
با وجود اين همه احاديث كه در باره تفكيك ناپذيرى قرآن و عترت، از پيامبر اكرم ٦ نقل كردهاند آيا انصاف كنيد، بعد از وفات رسول خدا ٦ به وصيت آن حضرت عمل شد؟ آيا مسلمانان به اين دو- قرآن و عترت- تمسك كردند؟ يا بر خلاف وصيت و توصيه پيامبر ميان آنها جدائى انداختند؟ آيا در باره اين احاديث هيچ فكر كردند كه قرآن و عترت از همديگر غير قابل انفكاكند؟! آيا به اهل بيت هيچ پيغمبرى، به اندازه اهل بيت پيامبر اسلام ظلم شده؟ بعد از اين همه احاديث كه صحت آنها مورد اتفاق است آيا هيچ پيغمبرى يا خليفهاى وجود دارد كه خليفه و جانشين خود را روشنتر و صريحتر از پيامبر اسلام بيان كرده باشد؟
علاوه بر اين، روايات ديگرى هم وجود دارد كه پيامبر اكرم ٦ اكيدا به مسلمانان توصيه كرده كه به دامن عترت و اهل بيت او چنگ بزنند از جمله جار اللَّه فخر خوارزم ابو القاسم محمود بن عمر، معروف به «زمخشرى» به سند خود از پيامبر
[١] ابن مغازلى، المناقب، ص ٢٣٥.