الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٤١٨ - بخش هفتم (استمداد از طايفه انصار)
يا اينكه شما به عام و خاص قرآن از پدرم و پسر عمويم آگاهتريد؟! حال كه چنين است پس بگير آن- ارث مرا- كه همچون مركب آماده و مهار شده آماده بهرهبردارى است و بر آن سوار شو ولى بدان در قيامت تو را ديدار مىكنم و باز خواست مىنمايم و در آن روز چه جالب است كه داور خدا است و مدعى تو محمد ٦ و موعد داورى، رستاخيز و در آن روز باطلان زيان خواهند ديد، اما پشيمانى به حال شما سودى نخواهد داشت! بدانيد: «هر چيزى جايگاهى دارد و قرارگاهى، و به زودى مىدانيد»[١].
«چه كسى عذاب خواركننده به سراغش مىآيد و كيفر جاويدان دامانش را مىگيرد!»[٢].
بخش هفتم: (استمداد از طايفه انصار)
سپس بانوى اسلام گروه انصار را مخاطب ساخته و با آهنگى رسا و محكم و كوبنده ادامه سخن داد و چنين فرمود: اى جوانمردان و اى بازوان توانمند ملت و ياران اسلام! اين ناديده گرفتن حق مسلم من از سوى شما چيست؟ اين چه تغافلى است كه در برابر ستمى كه بر من وارد شده نشان مىدهيد؟! آيا رسول خدا ٦ پدرم نمىفرمود:
«المرء يحفظ في ولده
»: (احترام هر كس در مورد فرزندان او بايد نگاهداشت)؟ چه زود اوضاع را دگرگون ساختيد و چه با سرعت به بيراهه گام نهاديد، با اين كه توانائى بر احقاق حق من داريد، و نيروى كافى بر آنچه مىگويم در اختيار شماست.
آيا مىگوئيد: محمد ٦ از دنيا رفت و با مردن او همه چيز تمام شد، و خاندان او بايد به دست فراموشى سپرده شوند و سنتش پايمال گردد.
[١] سوره انعام، آيه ٦٧.
[٢] سوره هود، آيه ٣٩.