الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٣٣٨ - اسامى ائمه اثنى عشر
دوازده بودند و ابدا در باره عترت هم رعايت توصيه خداوند متعال را ننمودند كه فرمود: «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى» و حديث كساء.
پس لا بد بايد اين همه اخبار و احاديث وارده از رسول اكرم ٦ بر امامان دوازدهگانه از عترت و اهل بيت طهارت حمل شود و جز آنها مصداق خارجى ندارد. «لانّهم كانوا اعلم اهل زمانهم و اجلّهم و اورعهم و اتقاهم و اعلاهم نسبا و افضلهم حسبا و اكرمهم عند اللَّه و كان علومهم من آبائهم متّصلا بجدّهم و بالوراثة و اللّدنيّة كذا عرفهم اهل العلم و التحقيق و التّوفيق» يعنى: براى آنكه آنها داناترين و بزرگوارترين و با تقواترين اهل زمانشان بودند و بالاتر از آنها از حيث نسب و افضل آنها از حيث حسب و گرامىترين آنها نزد پروردگارند و علوم آنها ارثى و موهبتى از طريق پدرانشان متصل به جدشان بوده و اهل علم و تحقيق و توفيق آنها را اين چنين معرفى كردهاند[١].
آرى استدلال شيعه هم با اين احاديث بر صحت مذهب خود چنين است كه دوازده وصى و خليفه و امام كه همه از قريش و يا بنى هاشم باشند جز با ائمه شيعه تطبيق نمىكند، چون نه خلفاى راشدين دوازده نفر بودند نه بنى اميه و نه بنى عباس، صرف نظر از اين كه اغلب نام بردگان تقواى لازم آن مقام را نداشتند.
اسامى ائمه اثنى عشر
مرحوم سيد ابن طاوس مىگويد: كتابى از ابو عبد اللَّه محمد بن عبد اللَّه بن عياش ديدم كه اسم آن كتاب «مقتضب الأثر في إمامة الاثني عشر» بود و در حدود چهل ورق داشت و در آن كتاب از پيامبر ٦ رواياتى ذكر كرده شده كه در آنها به امامت ائمه دوازدهگانه و اسامى آنها تصريح گرديده است.
از جمله: صدر الائمه اخطب خطباى خوارزم موفق بن احمد مكى در كتابش به سند خود از ابى سليمان پيشكار رسول خدا روايت كرده كه گفت: از رسول خدا
[١] قندوزى، ينابيع المودة، ص ٤٤٦.