الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٣٠٣ - واقعه غدير
رسول اللَّه و احقّ بالخلافة من جميع المسلمين»[١]. على ٧ بعد از رسول خدا، افضل بشر و اولى به امر خلافت از جميع مسلمانان بوده است.
اگر هيچ دليلى بر اثبات خلافت بلا فصل و تقدم آن حضرت بر ديگران نبود (با وجود اين كه دلائل از حد شمارش خارج است) مگر همين دو دليل يكى اعلميت و ديگرى افضليت آن حضرت كه روى قاعده عقل و منطق هيچ جاهلى حق تقدم بر عالم را ندارد همين كافى بود و اعلميت و افضليت آن حضرت در نزد دوست و دشمن روشن و آشكار است. حتى ابن ابى الحديد ضمن خطبه اول كتابش گويد: «الحمد للَّه الّذى قدّم المفضول على الأفضل ..» اين عبارت اقرار و اعتراف به افضليت آن حضرت است، منتها از روى عادت و تعصب گويد: خدا خواست مفضول را بر افضل مقدم دارد.
و اين بيان شايسته شخص عالمى مانند ابن ابى الحديد نبود كه مورد اعتراض دانشمندان و ارباب منطق قرار گيرد و بر او خرده بگيرند كه بر خلاف عقل و علم منطق اظهار عقيده نموده و نسبت بيجائى به خداوند متعال داده است، زيرا خداوند حكيم هرگز عملى بر خلاف عقل و منطق نمىنمايد و مفضولى را بر فاضل مقدم نمىدارد تا چه رسد بر اعلم و افضل!
واقعه غدير
واقعه «غدير خمّ» از ابتداى وقوع آن از قرنهاى نخست تا عصر حاضر پيوسته از اصول مسلم و حوادث غير قابل ترديد بوده، به طورى كه مخالف و موافق بدون اين كه ترديد يا انكارى در خود راه دهند آن را روايت نمودهاند.
«ضياء الدين مقلبى» (متوفاى ١١٠٨ هجرى) دانشمند سنى مشهور مىگويد: «فان لم يكن هذا معلوما فما في الدّين معلوم»[٢] اگر حديث غدير ثابت
[١] ابن ابى الحديد، ج ١، ص ٤.
[٢] امينى، الغدير، ج ١، ص ٣٠٧.