الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٢٧٧ - حديث ثقلين
روايت كرده كه فرمود:
«فاطمة بهجة قلبى و ابناهما ثمرة فؤادى و بعلها نور بصرى و الائمّة من ولدها امناء ربّى و حبل ممدود بينه و بين خلقه من اعتصم بهم نجا و من تخلّف عنهم هوى»
. (فاطمه سرور قلب من است و دو پسرش- حسن و حسين- ميوه دل منند و شوهرش نور ديده من است و ائمه از فرزندان او امناء پروردگار منند و ريسمان كشيده شده بين خدا و خلقند، هر كس به آنها چنگ زند نجات مىيابد و كسى كه از آنان تخلف ورزد به جهنم سرازير مىشود).
و همچنين شيخ مسعود سجستانى در كتاب خود از ابن زياد روايت كرده كه گفت: شنيدم از پيامبر ٦ كه مىفرمود: هر كس دوست دارد كه حيات و مماتش مثل حيات و ممات من باشد و داخل آن بهشتى شود كه خداوند به من وعده فرموده و آن بهشت عدن است، ولايت على بن ابى طالب ٧ و فرزندانش را بپذيرد، زيرا آنها مردم را از در هدايت خارج نمىسازند و به در ضلالت و گمراهى وارد نمىكنند[١].
سجستانى در روايت ديگر به سند خود از «زيد بن ارقم» روايت كرده كه گفت: پيامبر ٦ فرمود:
«من احبّ ان يتمسّك بالقضيب الياقوت الاحمر الّذى غرسه اللَّه تعالى في جنّة عدن فليتمسّك بحبّ علىّ بن ابى طالب و ذرّيّته الطّاهرين».
هر كس دوست دارد كه چنگ زند به شاخه ياقوت سرخ كه آن را خداوند در بهشت عدن كاشته است بايد به حب على بن ابى طالب و ذريه پاكش چنگ بزند.[٢] باز حافظ مسعود بن ناصر سجستانى به سند خود از «ربيعه سعدى» روايت كرده كه گفت: در مسجد رسول خدا ٦ به خدمت «حذيفة بن يمان» آمدم به من گفت: تو كيستى؟ گفتم: ربيعه سعدى، به من ضمن خوشآمدگوئى گفت:
برادرى كه اسمش را شنيده بودم ولى خودش را تاكنون نديده بودم حاجت تو
[١] بنا به نقل طرائف، ص ١١٨- متقى هندى، كنز العمال، ج ٦، ص ٢١٧، حديث ٣٨١٩.
[٢] ابن ابى الحديد، ج ٢، ص ٤٥٠، طبع چهار جلدى.