الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٣٢٢ - انعكاس غدير در تاريخ اسلام
طبرى- صاحب تاريخ طبرى- حديث غدير را از ٧٥ صحابى نقل كرده و آن را در كتابى جداگانه آورده و نام آن را كتاب «الولاية» گذاشته است.
و نيز ابو العباس احمد بن محمد بن سعيد بن عقده طرق اين حديث را در كتابى جداگانه جمع آورى نموده و نام آن را «المولاة» نهاده و طرق او به ١٠٥ طريق بالغ شده آنگاه مىگويد: علامه على بن موسى بن على بن محمد ابى المعالى جوينى ملقب به «امام الحرمين»- استاد ابو حامد غزالى- پيوسته با تعجب مىگفته: من يك جلد كتاب در دست صحافى در بغداد ديدم كه روايات غدير خم در آن جمع آورى شده بود و در آخر آن كتاب نوشته بود تمام شد جلد بيست و هشتم از طرق حديث
(من كنت مولاه فعلى مولاه)
و دنبال آن جلد بيست و نهم مىآيد (اين بود كلام قندوزى)[١].
پس سند حديث «غدير» بسيار قوى و قطعى است.
به همين جهت «محمد عبد الغنى حسن مصرى» شاعر اهرام و مؤلف كتاب «اعلام من الشرق» در تقريظ كتاب «الغدير» مىگويد: «حديث غدير در صحت و تواتر و استحكام سند به پايهاى رسيده كه نياز به اثبات و تأييد ندارد».
و همچنين «عبد الفتاح عبد المقصود» دانشمند بزرگ مصرى در تقريظى كه به «الغدير» نوشته است مىگويد: حديث غدير بدون شك حقيقتى است كه دستخوش باطل نمىشود، فروزان است چون روشنائى روز و آن يكى از حقايق جوشنده الهام است كه از سينه پيامبر ٦ پراكنده گشت ..[٢].
جريان غدير با آن مراسمى كه برگزار شد، و اهتمام و توجهى كه پيامبر در اين باره از خود نشان داد و آياتى كه نازل گشت بيعت عمومى كه در حضور پيامبر اكرم ٦ با على ٧ انجام گرفت، اهميت اين روز را كاملا روشن نمود، لذا پس از وفات پيامبر ٦ با اين كه جريان اوضاع تغيير كرد و افكار ضد غدير گسترش يافت و
[١] قندوزى حنفى، ينابيع المودة، ص ٣٦.
[٢] الغدير، در اول جلد ٦، ص تقريظ عبد الفتاح.