الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٤٤٩ - ايمان ابو طالب
محمد بن بابويه از عبد العظيم حسنى نقل مىكند كه به امام رضا ٧ مىنويسد:
اى پسر پيامبر، مرا در باره آن خبر آگاه ساز كه مىگويد: ابو طالب در مايعى از آتش است كه مغزش را مىجوشاند، آن حضرت در پاسخ نوشت:
اما بعد، فانك ان شككت في ايمان ابى طالب كان مصيرك الى النّار
»[١].
اگر در ايمان ابو طالب شك و ترديد كنى سرانجام تو آتش است.
«ابان بن محمود» نقل مىكند كه: نامهاى به امام على بن موسى الرضا (ع) نوشتم و پرسيدم كه فدايت شوم، من در ايمان ابو طالب شك كردهام، در پاسخ نوشت:
وَ مَنْ يُشاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدى وَ يَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ- الْمُؤْمِنِينَ ...[٢]. و بعدها انك ان لم تقرّ بايمان ابى طالب كان مسيرك الى النّار»
. (هر كس پس از روشن شدن راه حق بر او با رسول خدا به مخالفت برخيزد و راهى غير طريق اهل ايمان پيش گيرد وى را به همان طريق باطل و راه ضلالت كه برگزيده، وامىگذاريم و او را به جهنم در افكنيم و آن مكان بر او منزلگاه ابدى است). اگر تو به ايمان ابو طالب اقرار نكنى پايان كارت به آتش است[٣].
بديهى است كه اجماع اهل بيت رسول خدا ٦ در نزد هر مسلمانى بايستى حجت باشد چون عدل قرآنند و يكى از دو ثقلى هستند كه ما مسلمانان مأموريم به گفتار و كردار آنها تمسك جوئيم تا گمراه نشويم، بنا بر حديث شريف «ثقلين» و احاديث ديگرى كه به اتفاق فريقين ثابت است.
مضافا بر اين به مقتضاى «اهل البيت ادرى بما في البيت» (اهل خانه بهتر مىداند كه در خانه چيست؟) آن خاندان جليل، از ايمان و كفر و ساير خصوصيات
[١] امينى، الغدير، ج ٧، ص ٣٩٢- ٣٩٥.
[٢] سوره نساء، آيه ١١٥.
[٣] الغدير، ج ٧، ص ٣٨١.