الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٤٥١ - ايمان ابو طالب
همچنين «شبراوى شافعى»[١] و «شمس الدين ذهبى»[٢] نيز اين روايت را نقل كردهاند و ضمنا شبراوى اين روايت را هم نقل كرده است كه موقعى كه «ابو قحافه» پدر ابو بكر اسلام را پذيرفت، ابو بكر به پيامبر اكرم ٦ عرض كرد:
«و الذى بعثك بالحق لانا كنت اشد فرحا باسلام عمك ابى طالب منى باسلام ابى، التمس بذلك قرة عينك فقال: صدقت»
[٣] سوگند به خدائى كه ترا به حق برانگيخته است اسلام ابو طالب براى من چشم روشنكنندهتر از اسلام ابو قحافه است، زيرا اسلام ابو طالب چشمان ترا روشنكنندهتر بود پيامبر فرمود: راست گفتى.
همچنين «ابو الفداء» دو بيت زيرا از ابو طالب نقل مىكند كه خطاب به رسول اكرم ٦ مىگويد:
|
و دعوتنى و علمت انّك صادق |
و لقد صدقت و كنت ثمّ امينا |
|
|
و لقد علمت بأنّ دين محمّد |
من خير اديان البريّة دينا[٤]. |
|
(تو مرا دعوت كردى و من دانستم كه تو در ادعايت، صادق هستى و تو آدم امين و درستكار مىباشى من (ابو طالب) به يقين دانستهام كه دين محمد از بهترين اديان است كه مردم به آن گرويدهاند).
آرى اشعار و سرودههاى ابو طالب كاملا گواهى بر ايمان و اخلاص او مىدهد، خدمات ارزنده او در ده سال آخر عمر گواه محكمى بر ايمان فوق العاده او است ما از ميان قصائد طولانى وى قطعاتى را انتخاب نموده و براى روشن شدن مطلب ترجمه آنها را نيز مىنگاريم:
[١] شبراوى، الاتحاف بحب الأشراف، ص ١١.
[٢] ذهبى، تاريخ اسلام، ج ١، ص ١٣٩.
[٣] شبراوى، الإتحاف بحب الأشراف، ص ٩- ابن ابى الحديد، ج ١٤، ص ٦٩.
[٤] ابو الفداء، المختصر في اخبار البشر، ج ١، ص ١٢٠.