الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٣١٥ - واقعه غدير
احمد بن حنبل در مسند خود و ثعلبى در تفسير آيه: يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ با سندهاى خود از «براء بن عازب» روايت كردهاند كه گفت:
با رسول خدا ٦ در سفر بوديم، در غدير خم پياده شديم، مناديان در ميانه ما صدا زدند (الصلاة جامعة) كنايه از اين كه همه بايد جمع شويد، پس رسول خدا زير دو تا درخت را رفت و نماز ظهر را خواند بعد دست على را گرفت و فرمود: آيا نمىدانيد كه من از خود مؤمنين به خودشان اختياردارترم؟ گفتند: بلى، فرمود: آيا نمىدانستيد كه من از هر مؤمنين اختياردارتر از خود به اويم؟ گفتند: بلى، پس دست على ٧ را گرفت و فرمود: هر كه من مولاى او بودم على مولاى اوست ...
براء مىگويد: پس عمر بعد از اين جريان على را ديد و گفت: «هنيئا لك يا بن ابى طالب اصبحت مولاى و مولى كلّ مؤمن و مؤمنة»[١].
(گوارا باد بر تو اى پسر ابو طالب كه همواره و براى هميشه مولاى هر مؤمن و مؤمنه شدى).
و نيز احمد بن حنبل در مسند خود و فقيه ابن مغازلى در «المناقب» به سند خود از ابن عباس نقل كرده كه «بريده اسلمى» گفت: با على در يمن جهاد مىكرديم (تا آنجا كه مىگويد:) نزد رسول خدا ٦ آمدم و شروع كردم به عيبگوئى از على ٧ ديدم كه رنگ رسول خدا تغيير كرد و فرمود:
اى بريده: «الست اولى بالمؤمنين من انفسهم قلت: بلى يا رسول اللَّه قال: فمن كنت مولاه فعلى مولاه»
آيا من نسبت به مؤمنين اختياردارتر از خود آنان نيستم؟ عرض كردم آرى يا رسول اللَّه فرمود: هر كه من مولاى اويم على مولاى اوست[٢] تا آخر حديث.
اين حديث را حاكم در «مستدرك الصحيحين»[٣]، متقى هندى در
[١] احمد بن حنبل، مسند، ج ٤، ص ٢٨١.
[٢] احمد بن حنبل، مسند، ج ٥، ص ٣٤٧- ابن مغازلى، المناقب، ص ٢٦.
[٣] حاكم، مستدرك الصحيحين، ج ٣، ص ١١٠.