الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٣٨٦ - فاطمه (س) در حالى از دنيا رفت كه از ابو بكر و عمر خشمگين بود
٣ عمر را ديد كه آتش مىآورد فرمود:
«يا بن الخطّاب اجئت لتحرق دارنا؟
قال: نعم او تدخلوا فيما دخلت فيه الأمّة».
اى پسر خطاب آتش آوردهاى خانه مرا بسوزانى؟! گفت: بله، آتش آوردهام كه شما را بسوزانم يا آنكه داخل بيعت ابو بكر شويد در اين وقت على از خانه بيرون آمد نزد ابو بكر رفت و با او بيعت كرد[١].
طبرى در تاريخ خود مىنويسد: عمر بن خطاب به منزل على ٧ آمد و در آنجا طلحه و زبير و عدهاى از مهاجرين بودند (و تحصّن كرده بودند) عمر گفت: «و اللَّه لاحرقنّ عليكم او لتخرجنّ الى البيعة»[٢] به خدا قسم يا خانه را بر شما مىسوزانم يا اينكه جهت بيعت خارج مىشويد.
واقدى نيز مىنويسد: عمر با گروهى كه از جمله آنها: اسيد بن حصين و سلمة بن سلامه اشهلى بودند، به خانه على ٧ آمد و گفت: «اخرجوا او لنحرقنّها عليكم»[٣] خارج شويد و گر نه خانه را آتش مىزنم.
«ابن جيرانه» در غرر خود ذكر كرده است كه زيد بن اسلم گفت: من از جمله كسانى بودم كه هيزم به منزل فاطمه بردم، موقعى كه على ٧ و اصحاب وى از بيعت با ابو بكر امتناع كردند عمر به فاطمه گفت: هر كه در منزل است خارج كن و گر نه آن را با ساكنينش مىسوزانم و گفت:
در منزل، على ٧ و حسن و حسين و جمعى از اصحاب پيامبر هستند، فاطمه فرمود:
«أ فتحرق على ولدى
؟ خانه را بر بچههاى من آتش مىزنى؟ گفت: «اى و اللَّه او ليخرجنّ و ليبايعنّ».
آرى به خدا قسم يا خارج شوند و بيعت كنند[٤].
[١] ابن عبد ربه اندلسى، عقد الفريد، ج ٤، ص ٢٦٠- طبع بيروت،، ١٤٠٣ ه ق، ١٩٨٣ م.
[٢] تاريخ طبرى، ج ٣، ص ١٩٨.
[٣] بنا به نقل احقاق الحق، ج ٢، ص ٣٧٠.
[٤] بنا به نقل احقاق الحق، ج ٢، ص ٣٧٣.