الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٣٣٥ - خلفاى پيامبر دوازده نفر و همه از قريشند
كرده است كه گفت: پيامبر فرمود:
«يهلك الناس بهذا الحى من قريش قالوا: فما تأمرنا؟ قال: لو ان الناس اعتزلوهم»
[١].
مردم به وسيله اين قبيله قريش هلاك مىشوند گفتند: پس مىفرمائى چه كنيم؟ فرمود: همه مردم از آنها عزلت ورزند.
همين لفظ حديث بود، پس آدم عاقل چگونه تصديق كند كه پيامبر مردم را به دورى از قريش امر كند، آن وقت چگونه اسلام باقى مىماند. و اين روايت چه معنى دارد در مقابل روايات متواترى كه آنها در كتابهاى خود در حق اهل بيت ذكر كردهاند.
باز از شگفتيهائى كه من از پيروان مذاهب چهارگانه در رابطه با خلافگوئيها و زورگوئيها و ظلمشان نسبت به قريش ديدم، اين است كه عده زيادى از آنان انكار مىكنند اگر كسى بگويد خليفه بعد از پيامبر ٦ دوازده نفر از قريشند و در بعضى از روايات دوازده اميرند و اين روايات را در كتابهائى كه خود، آنها را «صحاح» ناميدهاند، ذكر كردهاند پس درست تصديق آنچه كه تكذيب كردهاند و تحقيق آنچه كه انكار كردهاند.! از آن جمله: بخارى در صحيحش به سند خود از «جابر بن سمرة» روايت كرده كه گفت: از رسول خدا شنيدم كه مىفرمود:
«يكون من بعدى اثنا عشر اميرا»
بعد از من دوازده امير و حاكم خواهد بود و چيز ديگرى هم فرمود كه من نشنيدم از پدرم پرسيدم گفت: فرمود:
«كلّهم من قريش»
همهشان از قريشند[٢].
و اين حديث را احمد بن حنبل نيز در مسند خود آورده است[٣].
و نيز بخارى در صحيح خويش به سند خود از «ابن عيينة» روايت كرده كه گفت: پيامبر فرمود:
«لا يزال امر النّاس ماضيا ما وليّهم اثنا عشر رجلا»
: پيوسته كار مردم پيش نمىرود مادامى كه دوازده مرد بر آنها حكومت نمايد. بعد جملهاى
[١] مسلم، صحيح، ج ٤، ص ٢٢٣٦.
[٢] بخارى، صحيح، ج ٨، ص ١٢٧.
[٣] احمد بن حنبل، مسند، ج ٥، ص ٩٢.