الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٣٠٧ - واقعه غدير
محمد بن حسن طوسى در كتاب «اقتصاد» و غير آن گفته: حديث غدير را از ١٢٥ طريق روايت كردهاند، احمد بن حنبل در مسند خود از ١٥ طريق آن را روايت كرده و فقيه شافعى ابن مغازلى در كتابش آن را از ١٢ طريق نقل نموده است.
ابن مغازلى بعد از نقل حديث غدير، گفته: اين حديث صحيح از رسول خدا است و آن را حدود صد نفر روايت كردهاند، و اين حديث ثابتى است و علت اين كه چرا اين فضيلت به على ٧ اختصاص داده شده و احدى از ديگران در آن شريك نشدند، نمىفهمم[١].
حديث غدير به طرق گوناگون ذكر شده از جمله اين كه ابن مغازلى در كتاب «المناقب» به سند خود از «وليد بن صالح» از «ابن امرأة زيد بن ارقم» روايت كرده كه گفت: وقتى رسول خدا ٦ از حجة الوداع برگشت و به غدير خم- واقع بين مكه و مدينه- رسيد، دستور داد، زير چند درخت را رفتند مؤذن پيامبر ٦ با صداى اذان مردم را به نماز ظهر دعوت كرد، مردم به سرعت آماده نماز شدند اما هوا به قدرى گرم بود كه بعضى قسمتى از عباى خود را زير پا و طرف ديگر آن را به روى سر افكنده بودند، تا اين كه خود را به رسول خدا رسانديم پيامبر نماز ظهر را با ما خواند، سپس روى خود را به طرف ما برگرداند و حمد و سپاس پروردگار را بجا آورد و سپس خطاب به مردم فرمود: اى مردم! هيچ پيغمبرى نيست مگر آنكه نصف عمر پيغمبر قبل از خود عمر مىكند .. من به همين زودى دعوت حق را اجابت كرده از ميان شما مىروم و بدانيد من مسئولم و شما هم مسئوليد. شما در باره مسئوليت من چه مىگوئيد؟ مردم صدا بلند كردند و گفتند ما گواهى مىدهيم كه تو بنده خدا و رسول خدا هستى، و تو وظيفه رسالت را ابلاغ كردى، و آخرين تلاش و كوشش خود را در اين راه نمودى و امر خدا را بالا بردى و خدا را بندگى كردى تا به مرگ و نقطه پايان عمر خود رسيدى، خداوند ترا جزاى خير دهد.
سپس فرمود: «آيا شما گواهى به يگانگى خدا و رسالت من و حقانيت روز رستاخيز و برانگيخته شدن مردگان در آن روز نمىدهيد»؟ همه گفتند چرا
[١] ابن مغازلى، المناقب، ص ٢٧.