الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ١٢٢ - مناظره مأمون با فقيهان در باره برترى على (ع)
درست مىكنيد و مىگوييد: او خليفه رسول خداست آن گاه چون بر او خشمگين شويد او را مىكشيد چنان كه در باره عثمان بن عفّان همين عمل انجام شد.
يكى از آنان: دليل آن بدين گونه است كه امام وكيل مسلمانان است، و مسلمانان هر گاه از وكيل خود راضى باشند او را بر خود فرمانروا و هر گاه از وى ناخرسند باشند، عزلش مىكنند.
مأمون: مسلمانان و بندگان و شهرها ملك و مال كيست؟
دانشمندان: ملك خداوند.
مأمون: پس خداوند خودش سزاوارتر است كه وكيل بندگان خود را جز آن كس قرار دهد، زيرا به اجماع همگى مسلمانان كسى كه در ملك غير تغييرى دهد ضامن است و حق ندارد تغيير و تبديلى در آن حادث كند، و اگر چنان كارى كند گناهكار است و غرامتكار.
مأمون: بگوييد آيا پيغمبر هنگام رحلت جانشين خود را معين كرد يا نه؟
دانشمندان: جانشين معين نكرد.
مأمون: ترك جانشين هدايت بود يا ضلال؟
دانشمندان: هدايت.
مأمون: پس بايد مردم پيروى از هدايت كنند و باطل را دور اندازند و از ضلالت بپرهيزند.
دانشمندان: همين كار را كردند.
مأمون: چرا مردم پس از پيغمبر خليفه انتخاب كردند، با اين كه پيغمبر خود جانشين تعيين نكرد ولى ابو بكر جانشين معين كرد و عمر نه، مانند پيغمبر عمل كرد و نه مانند ابو بكر بلكه طريق سومى برگزيد اكنون روشن كنيد كدام يك از اين راههاى مختلف به نظر شما درست است؟ اگر عمل پيغمبر را تصويب كنيد ناگزير كار ابو بكر را تخطئه كردهايد و همچنين است سخن در بقيه گفتارها. بگوييد كدام روشن برتر است: طريقى كه پيغمبر اختيار كرد از ترك جانشين، يا عمل گروهى كه