الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ١٩٣ - علم على
متقى هندى در «كنز العمال» از «ابن عباس» روايت كرده كه گفت: على ٧ براى مردم خطبه خواند و فرمود: اى مردم! اين حرفهاى زشت چيست كه از شما به من گزارش مىشود؟ به خدا سوگند به زودى طلحه و زبير كشته مىشوند و بصره فتح مىشود و به زودى از طرف كوفه شش هزار و پانصد و شصت و يا فرمود پنج هزار و ششصد و پنجاه نفر لشكر به كمك شما مىرسند، من با خود گفتم اين فرمايش امام از باب سياست جنگى است، چون خدعه در جنگ حلال است ولى در عين حال به استقبال كوفيان رفتم و پرسيدم چند نفرند، ديدم همان عددى هستند كه امام پيشگوئى كرده بود.
باز با خود گفتم: اين از آن اسرارى است كه رسول خدا به وى سپرده است، چه آن حضرت هزار باب علم به او تعليم كرد كه از هر يك هزار در ديگر گشوده مىشود[١].
على ٧ فرمود:
«علّمنى رسول اللَّه ٦ الف باب كلّ باب يفتح الف باب»
[٢].
رسول خدا ٦ هزار باب علم به من تعليم فرمود كه از هر باب آن هزار باب ديگر گشوده مىشد.
بر طبق روايت ابو ذر، پيامبر اكرم ٦ پيوسته مىفرمود:
«اعلم امّتى من بعدى علىّ بن ابى طالب ٧»
[٣]: (عالم ترين امت من بعد از من على بن ابى طالب است).
بنا به روايت سلمان فارسى پيامبر ٦ مىفرمود:
«على بن ابى طالب اعلم- الناس باللَّه و الناس»
[٤] على بن ابى طالب بيش از هر كس خدا و مردم را مىشناسد.
ابن مسعود روايت كرده است كه پيغمبر مىفرمود:
«يا على انت تبيّن لامّتى ما اختلفوا فيه من بعدى»
[٥] (يا على! تو آنچه را كه امتم بعد از من در مورد آن
[١] متقى، كنز العمال، ج ٦، ص ٤٠٥.
[٢] تاريخ ابن عساكر، ص ٣٨- ١٣- مخطوط كتابخانه امام امير المؤمنين، رقم ٣٨- ١١٥.
[٣] منتخب الكنز، حاشيه جلد پنجم، مسند احمد، ص ٣٣.
[٤] منتخب الكنز، حاشيه جلد پنجم، مسند احمد، ص ٣٣.
[٥] منتخب الكنز، حاشيه جلد پنجم، مسند احمد، ص ٣٣.