الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ١٩٥ - سؤال از ولايت على (ع) در روز حساب
از پيامبر ٦ روايت كرده كه در آيه: «وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ»: (در موقف حساب نگاهداريدشان كه در كار خود سخت مسئولند)، فرمود: مراد ولايت على بن ابى طالب است كه پرسيده شوند.
در مسند احمد بن حنبل از «سدىّ» از «ابو صالح» روايت شده كه گفت:
چون وفات عبد اللَّه بن عباس نزديك شد، گفت:
«اللّهمّ انّي اتقرّب اليك بولاية على بن ابى طالب (٧»[١].
اى خداى من به تو به ولايت على بن ابى طالب تقرب مىجويم.
خطيب در تاريخ بغداد به سند خود از «انس بن مالك» روايت كرده كه چون ابو بكر به حالت مرگ افتاد مطالبى بيان داشت- تا آنجا كه گفت: من از رسول خدا ٦ شنيدم كه مىفرمود:
«انّ على الصّراط لعقبة لا يجوزها احد الّا بجواز من علىّ بن ابى طالب»
. بر صراط بهشت عقبهاى- بس خطرناك- است كه احدى از آن نمىگذرد مگر با داشتن اجازه- جوازى- از على بن ابى طالب ٧ تا آنجا كه گفت: و نيز شنيدم از رسول خدا ٦ كه به على ٧ مىفرمود:
«انا خاتم الأنبياء و انت يا على خاتم الاولياء»
: من خاتم انبيائم و تو يا على خاتم اوليائى[٢].
محب طبرى در كتاب «رياض النضرة» از على ٧ روايت كرده كه فرمود: رسول خدا فرمود: وقتى در روز قيامت خلايق اولين و آخرين جمع مىشوند و صراط بر روى جهنم نصب مىشود، احدى نمىتواند از آن عبور كند مگر آنكه برائتى از تو داشته باشد، يعنى در دنيا داراى ولايت تو بوده باشد[٣].
باز در همان كتاب از «قيس بن حازم» روايت كرده كه گفت: على ٧ در راه به ابو بكر برخورد به روى آن حضرت تبسمى كرد، و گفت: من از رسول خدا
[١] العمدة، ص ١٥٧.
[٢] خطيب، تاريخ بغداد، ج ١٠، ص ٣٥٧- ٣٥٨.
[٣] محب طبرى، رياض النضرة، ج ٢، ص ١٧٢.