الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٦٨ - نصّ به وصايت على
كه سليمان گفت: اى رسول خدا هر پيغمبرى براى خود وصيّى داشته است، وصىّ تو كيست؟ پيامبر فرمود: اى سلمان بگو ببينم وصى برادرم موسى كه بود؟ گفتم:
يوشع بن نون بود فرمود: چرا؟ گفتم چون يوشع عالم ترين بنى اسرائيل بود فرمود:
«فانّ وصيّى و وارثى و من يقضى دينى و ينجز موعدى علىّ بن ابى طالب»
٧[١].
(پس وصى و وارث من و آن كس كه قرضم را اداء كند و به وعدههايم وفا نمايد، على بن ابى طالب ٧ است).
و از كتاب «المناقب» تأليف شافعى ابن مغازلى در تفسير آيه:
«وَ النَّجْمِ إِذا هَوى» به سندى كه به ابن عباس مىرسد نقل مىشود كه ابن عباس گفت: با عدهاى از جوانان بنى هاشم در كنار پيامبر نشسته بودم ناگاه ستارهاى از جاى خود جست و در زمين فرود آمد، پس پيامبر فرمود اين ستاره در منزل هر كس فرود آمد او بعد از من وصى من است، جوانان بنى هاشم به پا خاستند و نگاه كردند ديدند كه آن ستاره در منزل على بن ابى طالب فرمود آمده است گفتند پيامبر در على گمراه شده است، خداوند متعال آيه شريفه را نازل فرمود: وَ النَّجْمِ إِذا هَوى ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَ ما غَوى تا آيه وَ هُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلى (سوگند به ستاره هنگامى كه افول مىكند، كه هرگز دوست شما (محمد) منحرف نشده و مقصد گم نكرده است و هرگز از روى هواى نفس سخن نمىگويد، آنچه آورده چيزى جز وحى نيست كه به او وحى شده است آن كس كه قدرت عظيمى دارد، او را تعليم داده همان كس كه توانائى فوق العاده و سلطه بر همه چيز دارد، در حالى كه در افق اعلى قرار داشت)[٢].
[١] هيثمى، مجمع الزوائد ج ٩، ص ١١٣.
[٢] المناقب، ص ٣١٠. بعضى از مفسرين گفتهاند: منظور از« نجم» شهابهائى است كه به وسيله آن شياطين از صحنه آسمان رانده مىشوند و عرب اين شهابها را« نجم» مىنامند.